🏴 یالثارات‌الحسین ◾️اولین اربعین به هر طرف بیشه که چشم می‌چرخاند، تکه‌ای از ماه روی زمین افتاده بود. خورشیدِ حسین به ماه هزار تکهٔ عباس رسیده بود. از علقمه که برگشت، دیگر آنی نبود که رفته بود. کاسهٔ چه‌کنم به دستی گرفته و دست دیگر به کمر داشت. پایش به زمین کشیده می‌شد و با هر نفس، عباس عباس نجوا می‌کرد. به سمت خیمه رفت، عمود را کشید و گفت: "کمرم شکست... امیدم ناامید شد... بی‌کس‌ و تنها و غریب و بی‌برادر ماندم... داغ تو مرا می‌کُشد عباس..." اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ وَ عَلَی الاَْرْواحِ الَّتی حَلَّتْ بِفِناَّئِکَ عَلَیْکَ مِنّی سَلامُ اللَّهِ (اَبَداً) ما بَقیتُ وَ بَقِیَ اللَّیْلُ وَ النَّهارُ وَ لاجَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّی لِزِیارَتِکُمْ اَلسَّلامُ عَلَی الْحُسَیْنِ وَ عَلی عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلی اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلی اَصْحابِ الْحُسَیْنِ