eitaa logo
سیدمحمد حسینی
290 دنبال‌کننده
885 عکس
539 ویدیو
7 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از A P
🏴*🇮🇷**شهدای سپاه لرستان در روز عاشوراء** *شهید «سید حسین موسوی» و «علی بازگیر»* شهدای امروز سپاه لرستان که هنگام خنثی سازی مواد منفجره به جامانده از جنگ ۱۲ روزه به درجه رفیع شهادت نائل آمدند.*
هدایت شده از داریوش خواجوی
22M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 آرزوی بربادرفته صهیونیست‌ها از زبان استاد دانشگاه حیفا! 🗣 تامار عیلام گیندین، کارشناس امور ایران و استاد دانشگاه حیفا: ◀️ اسرائیل و شخص ترامپ در برابر ایران شکست خوردند؛ جمهوری‌اسلامی همچنان پابرجاست و ما نتوانستیم آن‌ را ساقط کنیم. ◀️ بعید می‌دانم ترامپ به تأسیسات هسته‌ای ایران ضربه جدی وارد کرده باشد. ◀️ وعده صادق۳ بسیار زیان‌بارتر از حملات قبلی ایران بود. 🌪نود سیاسی🌪 🔝 @navad_siasi
هدایت شده از صالح کاظمی نیا
یار با صولت حیدر سوی خیبر آمد ای شغالان بگریزید که حیدر آمد بنگر شور و جنون شب عاشورا را یار در خیمه‌گه سید و سرور آمد یارب این سرو که گلزار وطن خرم از اوست نگهش دار کزو باغ معطر آمد گوییا عطر خمینی ست در آفاق جهان چشم یعقوب مرا یوسف دیگر آمد پیر ما دست ابالفضل نگهدارش باد که جوانانه به دلداری لشکر آمد
‌‌‎‌‎‌‌‎‌‎‎‌‌‎‌ 📌خاطره‌ی شنیدنی و زیبا از دکتر عبدالحسین زرین کوب برای روز عاشورا 📝 روز عاشورا بود و در مراسمی به همین مناسبت به عنوان سخنران دعوت داشتم ، مراسمی خاص با حضور تعداد زیادی تحصیل کرده و به اصطلاح روشنفکر و البته تعدادی از مردم عادی، نگاهی به بنر تبلیغاتی که اسم و تصویرم را روی آن زده بودند انداختم و وارد مسجد شده و در گوشه ای نشستم ، دنبال موضوعی برای شروع سخنرانی خودم می گشتم ، موضوعی که بتواند مردم عزادار را در این روز خاص جذب کند ، برای همین نمیخواستم فعلا کسی متوجه حضورم بشود ، هر چه بیشتر فکر می کردم کمتر به نتیجه می رسیدم ، ذهنم واقعا مغشوش شده بود ، پیرمردی که بغل دستم نشسته بود با پرسشی رشته ی افکار را پاره کرد : ببخشید شما استاد زرین کوب هستید ؟ گفتم : استاد که چه عرض کنم ولی زرین کوب هستم . خیلی خوشحال شد مثل کسی که به آرزوی خود رسیده باشد و شروع کرد به شرح اینکه چقدر دوست داشته بنده را از نزدیک ببیند . همین طور که صحبت می کرد ، دقیق نگاهش می کردم ، این بنده خدا چرا باید آرزوی دیدن من را داشته باشد ؟ چه وجه اشتراکی بین من و او وجود دارد ؟ پیرمردی روستایی با چهره ای چین خورده و آفتاب سوخته ، متین ، سنگین و باوقار . می گفت مکتب رفته و عم جزء خوانده و در اوقات بیکاری یا قرآن می خواند یا غزل حافظ و شروع به خواندن چند بیت جسته و گریخته از غزلیات خواجه و چه زیبا غزل حافظ را می خواند . پرسیدم : حالا چرا مشتاق دیدن بنده بودید ؟ گفت : سؤالی داشتم گفتم : بفرما پرسید : شما به فال حافظ اعتقاد دارید؟ گفتم : خب بله ، صددرصد گفت : ولی من اعتقاد ندارم پرسیدم : من چه کاری میتونم انجام بدم ؟ از من چه خدمتی بر میاد؟( عاشق مرامش شده بودم و از گفتگو با او لذت می بردم ) گفت : خیلی دوست دارم معتقد شوم ، یک زحمتی برای من می کشید ؟ گفتم : اگر از دستم بر بیاد ، حتما ، چرا که نه؟ گفت : یک فال برام بگیرید گفتم ولی من دیوان حافظ پیشم ندارم بلافاصله دیوانی جیبی از جیبش درآورد و به طرفم گرفت و گفت : بفرما مات و مبهوت نگاهش کردم و گفتم ، نیت کنید فاتحه ای زیر لب خواند و گفت : برای خودم نمی خوام ، می خوام ببینم حافظ در مورد امروز ( روز عاشورا ) چی می گه؟ برای لحظه ای کپ کردم و مردد در گرفتن فال . حافظ ، عاشورا ، اگه جواب نداد چی ؟ عشق و علاقه ی این مرد به حافظ چی میشه ؟ با وجود اینکه بارها و بارها غزلیات خواجه را کلمه به کلمه خوانده و در معنا و مفهوم آنها اندیشیده بودم ، غزلی به ذهنم نرسید که به طور ویژه به این موضوع پرداخته باشد . متوجه تردیدم شد ، گفت : چی شد استاد؟ گفتم : هیچی ، الان ، در خدمتتان هستم . چشمانم را بستم و فاتحه ای قرائت کردم و به شاخه نباتش قسمش دادم و صفحه ای را باز کردم : زان یار دلنوازم شکریست با شکایت گر نکته دان عشقی خوش بشنو این حکایت بی مزد بود و منت هر خدمتی که کردم یا رب مباد کس را مخدوم بی عنایت رندان تشنه لب را آبی نمی‌دهد کس گویی ولی شناسان رفتند از این ولایت در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کانجا سرها بریده بینی بی جرم و بی جنایت چشمت به غمزه ما را خون خورد و می‌پسندی جانا روا نباشد خونریز را حمایت در این شب سیاهم گم گشت راه مقصود از گوشه‌ای برون آی ای کوکب هدایت از هر طرف که رفتم جز وحشتم نیفزود زنهار از این بیابان وین راه بی‌نهایت ای آفتاب خوبان می‌جوشد اندرونم یک ساعتم بگنجان در سایه عنایت این راه را نهایت صورت کجا توان بست کش صد هزار منزل بیش است در بدایت هر چند بردی آبم روی از درت نتابم جور از حبیب خوشتر کز مدعی رعایت عشقت رسد به فریاد ار خود به سان حافظ قرآن ز بر بخوانی در چارده روایت خدای من این غزل اگر موضوعش امام حسین و وقایع روز و شب یازدهم نباشد ، پس چه می تواند باشد ، سالها خود را حافظ پژوه می دانستم و هیچ وقت حتی یک بار هم به این غزل ، از این زاویه نگاه نکرده بودم ، این غزل ، ویژه برای همین مناسبت سروده شده بیت اولش را خواندم از بیت دوم این مرد شروع به زمزمه کردن با من کرد و از حفظ با من همخوانی می کرد و گریه می کرد طوری که چهار ستون بدنش می لرزید ، انگار داشتم روضه می خواندم و او هم پای روضه ی من بود . متوجه شدم عده ای دارند ما را تماشا می کنند که مجری برنامه به عنوان سخنران من را فراخواند و عذرخواهی که متوجه حضورم نشده ، حالا دیگه می دونستم سخنرانی خود را چگونه شروع کنم . بلند شدم ، دستم را گرفت میخواست ببوسد که مانع شدم ، خم شدم ، دستش را به نشانه ی ادب بوسیدم . گفت معتقد شدم استاد ، معتقد بودم استاد ، ایمان پیدا کردم استاد ، گریه امانش نمی داد ، آنروز من روضه خوان امام شهید شدم و کسانی پای روضه ی من گریه کردند که پای هیچ روضه ای به قول خودشان گریه نکرده بودند.
https://x.com/hosseini_social/status/1941847558092902640?t=EGgSTrEXRXI6PqJnXwoRsg&s=19
نیومد ولی شب عاشورا اومد این یعنی ما عاشورایی هستیم دوستدارانت به فدایت یابن الزهرا
هدایت شده از احسان جعفری پور
8.84M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🛑🎥🔥أعظَمَ اللهُ اُجُورَنا بِمُصابِنا بِالحُسَينِ عليه السلام 😭😭😭😭😭
هدایت شده از mohamadi
📌دفتر هم اندیشی استادان ونخبگان دانشگاهی با همکاری معاونت آموزشی دانشگاه ایلام برگزارمی کند ✨نشست هم اندیشی استادان✨ 📍از توهم پیروزی تا شکست واقعی دو قدرت اتمی 🎤دبیر نشست :دکتر طاهر علیمحمدی 🎙 سخنران :دکتر سید محمد حسینی 🔹استاد دانشگاه تهران 🔹معاون پارلمانی رئیس جمهور شهید 🔹دبیرکل کانون دانشگاهیان ایران اسلامی 🔹وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی دولت دهم ✅ویژه اعضاء هیئت علمی دانشگاهها 🧷با صدور گواهی زمان:دوشنبه١۶ تیرماه ساعت ١٠ صبح 🌐لینک جلسه: https://room.ilam.ac.ir/webinar/nah-sxi-nlj-6fj