33.01M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📹 #ببینید | #مستند ریشه در طوفان
🎞 زندگی سرلشکر پاسدار شهید محمد هادی حاجی رحیمی
3⃣ قسمت سوم
«لبنان، حزب الله، نیروی قدس»
📿 شادی روح شهدا صلوات
الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم
•┈┈•❀🕊🍃🌺🍃🕊❀•┈┈•
☑️ کانال رسمی شهید محمد رضا زاهدی
کانال رسمی شهید محمد رضا زاهدی
🔰 رملها شهادت میدهند 2⃣ قسمت دوم «آقای زاهدی همراه رضا رضایی سوار تانک شدند و به میان گردان زرهی د
🔰 رملها شهادت میدهند | شهید محمدرضا زاهدی در بیان سردار احمدی
3⃣ قسمت سوم
«زودتر از بقیه محورها، شهید زاهدی موفق شد مسئولیت محولهاش را به خوبی انجام دهد»
📿 شادی روح شهدا صلوات
الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم
•┈┈•❀🕊🍃🌺🍃🕊❀•┈┈•
☑️ کانال رسمی شهید محمد رضا زاهدی
کانال رسمی شهید محمد رضا زاهدی
🔰 رملها شهادت میدهند | شهید محمدرضا زاهدی در بیان سردار احمدی 3⃣ قسمت سوم «زودتر از بقیه محورها،
🔰 رملها شهادت میدهند
3⃣ قسمت سوم
«زودتر از بقیه محورها، شهید زاهدی موفق شد مسئولیت محولهاش را به خوبی انجام دهد»
💠 این خطِ حساس، فرماندهی داشت به اسم علی زاهدی
عمليات بعدى، طريق القدس بود که ما بیشتر با هم آشنا شدیم. چند یگان باید عملیات میکردند. در شمالیترین جای منطقه، یعنی بستان و چزابه، تیپ امام حسین (ع) باید عملیات میکرد. من مسئول دیدهبانی تیپ بودم و در جلسات شرکت میکردم.
🔻 در عملیات طریق القدس باید در سه محور اصلی نیروها عمل میکردند؛ یک محور روبه روی تپه های الله اکبر که از مقابل خط مستحکم دشمن باید عبور میکرد و باید سینه به سینه با آنها میجنگید. در دو محور دیگر هم بچهها باید دشمن را دور میزدند؛ نیروهای آقای زاهدی تقریباً دو روز قبل از عملیات باید حرکت میکردند تا در مسیری که رملی بود و شناسایی نشده بود به هدف برسند.
✊🏻 آقای زاهدی با نیروهایش باید در محور وسط عمل میکردند؛ یعنی همان محوری که باید میرفتند و عقبه دشمن را می زدند. ضمن این که آنها باید میرفتند به منطقهای سخت و مشکل که باعث میشد تلفات زیادی بدهند. محوری که از وسط میزد، باید شجاعت بیشتر و قدرت ایستادگی جلوی دشمن را داشته باشد تا اگر دشمن سقوط نکرد، فکری برای بقای خودش و نیروهایش بکند.
🔸 زودتر از بقیه محورها، شهید زاهدی موفق شد مسئولیت محوله اش را به خوبی انجام دهد.
من هم به عنوان دیدهبان با یکی از دوستان ورزشکار که بیسیم را همراه خود داشت، به طرف منطقه رفتیم. باید مسافتی طولانی را طی میکردیم تا به محل درگیری برسیم.
زمانی که ما به محل درگیری رسیدیم، این دوتا گردان به خاطر راهپیمایی طولانی در رمل خسته شده بودند. ما و محور آقای زاهدی، همزمان با دشمن درگیر شدیم. به علت خستگی و حجم آتش سنگین توپخانه دشمن، بچهها در همان منطقه زمین گیر شدند و شروع به پدافند کردند.
🔹 من به علت این که نیروی دیده بانی بودم و وابستگی به این دو گردان پیاده نداشتم، همراه با بی سیم چی به طرف تنگه چزابه حرکت کردم.
⏪ ادامه دارد...
✍🏻 برگرفته از #ماهنامه_فکه
🎙 راوی: سردار زینالعابدین احمدی
📿 شادی روح شهدا صلوات
الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم
•┈┈•❀🕊🍃🌺🍃🕊❀•┈┈•
☑️ کانال رسمی شهید محمد رضا زاهدی
📢 هر روز یک صفحه قرآن بخوانیم
🔹️امروز؛ صفحه سیصد و سه قرآن کریم
سوره مبارکه کهف
✏️ توصیه مهم حضرت آیتالله خامنهای:
هر روز حتماً قرآن بخوانید حتّی روزی نیم صفحه، روزی یک صفحه بخوانید، امّا ترک نشود. در دنیای اسلام هیچ کس نباید پیدا بشود که یک روز بر او بگذرد و آیاتی از قرآن را تلاوت نکند.
•┈┈•❀🕊🍃🌺🍃🕊❀•┈┈•
☑️ کانال رسمی شهید محمد رضا زاهدی
صفحه ۳۰۳.mp3
زمان:
حجم:
8.97M
📢 هر روز یک صفحه قرآن بخوانیم
🔹️صفحه سیصد و سه قرآن کریم، سوره مبارکه کهف
با صدای محمد حسین سعیدیان بشنوید.
✏️ توصیه مهم حضرت آیتالله خامنهای:
هر روز حتماً یک صفحه قرآن بخوانید.
منبع: نرمافزار طنین وحی
•┈┈•❀🕊🍃🌺🍃🕊❀•┈┈•
☑️ کانال رسمی شهید محمد رضا زاهدی
41.22M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📹 #ببینید | #مستند ریشه در طوفان
🎞 زندگی سرلشکر پاسدار شهید محمد هادی حاجی رحیمی
4⃣ قسمت چهارم
«داعش و نیروهای حاجی، یگان امام علی (علیه السلام)»
💐 شهیدان:
🌷 حاج اسماعیل حیدری
🌷 محمد حسین محمد خانی
🌷 جواد الله کرم
📿 شادی روح شهدا صلوات
الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم
•┈┈•❀🕊🍃🌺🍃🕊❀•┈┈•
☑️ کانال رسمی شهید محمد رضا زاهدی
کانال رسمی شهید محمد رضا زاهدی
🔰 رملها شهادت میدهند 3⃣ قسمت سوم «زودتر از بقیه محورها، شهید زاهدی موفق شد مسئولیت محولهاش را ب
🔰 رملها شهادت میدهند | شهید محمدرضا زاهدی در بیان سردار احمدی
4⃣ قسمت چهارم (قسمت آخر)
«آقای زاهدی پیوسته در خط در حال رفت و آمد و سرکشی بود و این کاری بسیار خطرناک محسوب میشد»
📿 شادی روح شهدا صلوات
الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم
•┈┈•❀🕊🍃🌺🍃🕊❀•┈┈•
☑️ کانال رسمی شهید محمد رضا زاهدی
کانال رسمی شهید محمد رضا زاهدی
🔰 رملها شهادت میدهند | شهید محمدرضا زاهدی در بیان سردار احمدی 4⃣ قسمت چهارم (قسمت آخر) «آقای زاهد
🔰 رملها شهادت میدهند
4⃣ قسمت چهارم (قسمت آخر)
«آقای زاهدی پیوسته در خط در حال رفت و آمد و سرکشی بود و این کاری بسیار خطرناک محسوب میشد»
🔸 کمی که راه رفتیم، عضله پای بیسیمچی گرفت و توان پیمودن ادامه مسیر را نداشت. به ایشان گفتم برگرد عقب. اما خودم هیچ حجت شرعی برای برگشتن به عقب نداشتم. به همین علت برای شناسایی تنگه چزابه به مسیرم ادامه دادم. محل استقرار را می شناختم.
📞 در بین مسیر، یکی از بیسیمچیهایی که نمیدانم به چه علت از فرماندهاش جدا شده بود را دیدم. خوشحال شدم. بیسیم را از او گرفتم و فرکانس بیسیم علی زاهدی را آوردم. صدای ایشان پشت بیسیم که با نگرانی داد می زد:
«شفق! شفق چی شده؟ کجایی؟ چه خبره؟ چی شد؟ کجایی؟ صبح تا حالا صدات در نمیاد؟ چی شده؟ زندهای؟ نیستی؟»
🤚🏻 گفتم: «زنده ام؛ بیسیمم تیر خورده و الان تونستم وصل بشم.»
گفت: «حالا کجایی؟»
موقعیت خودم را گفتم. به تشخیص خودم فاصله زیادی با تنگه چزابه نداشتم.
گفتم: «نزدیکم به چزابه.»
🕰 ساعت دو سه ظهر بود. پرسید «چقدر دیگه می رسی؟»
گفتم: «احتمالاً نیم ساعت یک ساعت دیگه برسم.»
گفت: «تو برو ما میآییم.»
⤴️ رسیده بودیم بیست کیلومتر عقبه دشمن، در حالی که دشمن نیرو نداشت. آن جا، جای نهایی ما بود که باید پدافند میکردیم. دو گردان باید آن جا مستقر می شدند؛ به خاطر این که تنگه چزابه مهمترین خط راهبردی ما بود. اگر تنگه سقوط میکرد، کل منطقه را از دست میدادیم.
🔥 آتش به قدری سنگین بود که هر روز رزمندههایی که در خط بودند جای خودشان را با نیروهای تازه نفس تعویض میکردند. آقای زاهدی پیوسته در خط در حال رفت و آمد و سرکشی بود و این کاری بسیار خطرناک محسوب میشد.
🔹 شب بلدوزر از عقب می آمد و خاکریز را بالا می آورد، ساعت ۱۱ صبح کسی نمیتوانست پشت خاکریز بنشیند. شلیک مستقیم تانک دشمن به سمت خاکریز ما باعث میشد به علت رملی بودن خاک، با هر شلیک، ارتفاع خاکریز به تدریج کاهش پیدا کند.
✊🏻 این خط حساس فرماندهای داشت به اسم علی زاهدی. این رشد و نمو در یک فرمانده جوان به مرور از او فرماندهای محبوب، مقتدر، و با صلابت ساخت که در طول هشت سال جنگ شایستگیهای فراوانی از او در ذهن رزمندگان به یادگار مانده است.
✍🏻 برگرفته از #ماهنامه_فکه
🎙 راوی: سردار زینالعابدین احمدی
📿 شادی روح شهدا صلوات
الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم
•┈┈•❀🕊🍃🌺🍃🕊❀•┈┈•
☑️ کانال رسمی شهید محمد رضا زاهدی
📸 #یاد
🔹 سال ۱۳۹۶ در چنین روزی (۲۶ فروردین)، مرحوم حجت الاسلام والمسلمین حاج شیخ محمد زاهدی؛ پدربزرگ عزیز و مهربانمان و پدر شهید محمدرضا زاهدی که از علمای ربانی، عامل، زاهد، مجاهد، انقلابی، زحمتکش و سرشناس محله رهنان اصفهان بود چشم از جهان بست ...
🔸 امام خامنه ای حفظه الله ایشان را به اسم میشناختند و معمولا از پدرم جویای احوالاتشان بودند و به ایشان اجازه وجوهات شرعیه نیز داده بودند.
🔹 در رعایت تقوا و ورع ایشان همین نکته بس که علیرغم اینکه عیالوار بودند و ۱۰ فرزند داشتند و شرعا اجازه استفاده از وجوهات شرعی و شهریه طلبگی داشتند اما احتیاط می کردند و در طول عمر خویش هیچگاه از وجوهات و شهریه طلبگی استفاده نکردند و معیشت خانواده خویش را از درآمد مختصر آهنگری که در نزدیک میدان امام خمینی اصفهان داشتند تأمین می کردند.
🔸 اهالی منطقه او را به مهربانی و زحمت کشی میشناختند و بسیار برای ایشان احترام فوق العاده ای قائل بودند.
🔹 ایشان یک آهنگر بود و دستانش پر از پینه و زبر بود. بطوریکه شهید زاهدی تعریف می کردند وقتی در کودکی پدرم ما را به حمام می بردند از زبری دستان ایشان اشکمان در می آمد.
🔸 ایشان بسیار رقیق القلب بودند و هرگاه ذکر اهل البیت علیهم السلام میشد منقلب میشدند. یادم میاد وقتی شروع به خواندن شعر محتشم میکرد بغضش میترکید و اشکش جاری میشد ...
صدایش هنوز در گوشم است:
...بودند دیو و دد سیراب و میمکید
خاتم ز قحط آب سلیمان کربلا...
📿 شادی ارواحشان صلوات
الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم
•┈┈•❀🕊🍃🌺🍃🕊❀•┈┈•
☑️ کانال رسمی شهید محمد رضا زاهدی