eitaa logo
تبیین منظومۀ فکری رهبری
37.8هزار دنبال‌کننده
10هزار عکس
2.4هزار ویدیو
436 فایل
کانال رسمی مؤسسهٔ تبیین منظومهٔ فکری رهبری نشانی سایت: https://www.tabyinmanzome.ir پشتیبانی واحد فناوری: @support_tabyin واحد روابط عمومی: ۰۹۱۰۲۵۸۸۸۱۸ @ertebat_tabyin
مشاهده در ایتا
دانلود
در اندیشه آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای غرب پیشرفت در صنعت و علم و شیوه‌های گوناگون زندگی را بدون پرکردن شکاف طبقاتی و حتی بیشتر شدن این شکاف، پیشرفت می‌داند اما منطق اسلام آن را پسرفت می‌داند. در غرب چیزی به نام عدالت اجتماعی به عناون یک وظیفه و ارزش وجود ندارد در حالیکه عدالت اجتماعی جزو بزرگترین توصیه‌های اسلام است. صفحه ۱۶ @t_manzome_f_r
در اندیشه آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای منشأ آزادی در تفکر انسان‌گرایی غربی، از آنجا است که چون محور و خدای عالم وجود و محور اختیار در این عالم انسان است و امکان ندارد که انسان بدون اعمال اراده - که همان معنای دیگر آزادی است- صاحب اختیار عالم وجود باشد، پس انسان باید اختیار و آزادی داشته باشد. مراد از این اختیار، توانایی ذاتی و طبیعی انتخاب انسان است، نه اختیاری که در بحث جبر و اختیار مطرح می‌شود. این مبنای تفکر اومانیستی درباره آزادی است. صفحه ۱۷ @t_manzome_f_r
در اندیشه آیت‌الله خامنه‌ای ریشه آزادی در نگاه اومانیسم غربی، خواست و تمایلات انسان است. بدین معنا که چون انسان دارای یک خواست و تمنا و میلی است؛ باید بتواند این میل و تمنا و خواست خود را اعمال کند که این تمایلات می‌تواند عقلانی و منطقی یا غیرعقلانی باشد. می‌تواند پوچ و بی‌ارزش یا مهم باشد یا شهوانی و یا روحی باشد. مثلاً اگر کسی بپرسد چرا فلان زن یا مرد در ملأ عام با آن وضع ناهنجار و نادرست ظاهر می‌شود و یک حرکاتی را می‌کند که وجدان مردم معمولی از آن شرم می‌کند؟ می‌گویند او دلش می‌خواهد، آزاد است. فلسفه آزادی، خواستن است؛ خواستن دل، تمنای دل انسانی، این اساس آزادی در غرب است. صفحه ۱۷ @t_manzome_f_r
بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم با توجه به اتمام مقدار زمان‌ تعیین شده جهت مطالعه‌ی کتاب در اندیشه‌ی آیت‌الله‌العظمی‌خامنه‌ای، ان شاءالله مطالعه‌ی کتاب از تاریخ شنبه۱۲ آبان۹۷ شروع و در تاریخ پنج‌شنبه ۱آذر۹۷ به اتمام خواهد رسید. ✔️در فاصله‌‌ای که تا شروع کتاب وجود دارد، می‌توانید کتب قبلی را بازبینی و خلاصه نویسی‌ها و مباحثات را تکمیل نمایید. ✔️در این فاصله حتما برای تهیه‌ی کتاب اقدام نمایید. و من‌الله‌التوفیق @t_manzome_f_r
در اندیشه آیت‌الله خامنه‌ای در نگاه اومانیسم غربی، آزادی با قانون محدود می‌شود اما خود آن قانون هم محصول آرزوها و تمنیات و تمایلات افراد است، آرزوها و تمنیات اکثریت افراد جامعه، قانون و نظام را به وجود می‌آورد و این قانون و نظام، آزادی‌های عمومی را در چهارچوب خود محدود می‌کند. البته در عمل همین رأی و میل اکثریت را هم یک دسته مخصوصی از مردم - طبقات ممـتاز جامعـه، سرمایه‌دارها، صاحبان شرکت‌ها، صاحبان کارتل‌ها و تراست‌های فعال اقتصاد بین‌المللی، شرکت‌های چندملیتی، باندهای اقتصادی و باندهای سیاسی- به وجود می‌آورند. پس در عمل ریشه طبیعی این آزادی که قانون و نظام را به وجود می‌آورد، خواست‌های کمپانی‌دارها و تراست‌ها و کارتل‌ها و شخصیت‌های اقتصادی و باندهای گوناگون سیاسی و اقتصادی است. صفحه ۱۷ @t_manzome_f_r
در اندیشه آیت‌الله خامنه‌ای ریشه آزادی در اسلام جهان‌بینی توحیدی است. اصل توحید آزاد بودن انسان را تضمین می‌کند یعنی هر کسی که معتقد به وحدانیت خدا است و توحید را قبول دارد باید انسان را آزاد بگذارد. روح توحید عبارت است از اینکه عبودیت غیرخدا باید نفی بشود و فقط از خدای متعال اطاعت شود. صفحه ۱۸ @t_manzome_f_r
در اندیشه آیت‌الله خامنه‌ای ریشه آزادی در اسلام عبارت است از شخصیت و ارزش ذاتی انسان که بنده هیچ‌کس غیرخدا نمی‌شود و در حقیقت ریشه آزادی انسان، توحید و معرفت خدا و شناخت خداوند است. ریشه آزادی اسلامی، آزادی انسان از عبودیت هر آنچه غیرخدا است در حالی که ریشه آزادی غربی عبارت از تمنیات و تمایلات و خواست‌های پست انسانی یا همه جور خواست انسانی است. صفحه ۱۸ @t_manzome_f_r
در اندیشه آیت‌الله خامنه‌ای در لیبرالیسم غربی که بر مبنای تفکر اومانیسم غربی بنا شده است؛ حقیقت و ارزش اخلاقی نسبی است لذا آزادی نامحدود است و شما که به یک سلسله ارزش‌های اخلاقی معتقدید؛ حق ندارید کسی را که به این ارزش‌ها تعرّض می‌‌کند؛ ملامت کنید چون او ممکن است به این ارزش‌ها معتقد نباشد. بنابراین هیچ حدی برای آزادی وجود ندارد یعنی از لحاظ معنوی و  اخلاقی، هیچ حدّی وجود ندارد، منطقاً آزادی نامحدود است چون حقیقت ثابتی وجود ندارد و ارزش‌های اخلاقی نسبی است. اما در اسلام و بنابر انسان‌شناسی اسلامی ارزش‌های مسلّم و ثابتی وجود دارد و حرکت در سمت آن ارزش‌ها است که ارزش و ارزش‌آفرین و کمال است. بنابراین آزادی با این ارزش‌ها محدود می‌شود. صفحه ۱۸ @t_manzome_f_r
در اندیشه آیت‌الله‌العظمی‌خامنه‌ای در لیبرالیسم غربی، به دلیل اینکه ارزش‌ها نسبی هستند؛ آزادی نامحدود است ، اما وقتی انسان‌‌ها در یک اجتماعی زندگی می‌کنند؛ این آزادی نمی‌تواند بی حد و مرز و نامحدود باشد. چه اینکه در این صورت بین افراد بشر تزاحماتی به وجود می‌آید و آزادی‌ها خواه ناخواه محدود خواهد شد. از این رو باید دارای مرز و حدی باشد. به همین خاطر ضرر رساندن به آزادی دیگران و منافع مادی را حد و مرز آزادی تعریف کرده‌اند اما ارزش‌های اخلاقی مطلقاً حد و مرزی را برای آزادی معین نمی‌کند. صفحه ۱۸ @t_manzome_f_r
در اندیشه آیت‌الله العظمی‌خامنه‌ای بنابر اومانیسم غربی که ارزش‌ها را نسبی و غیرثابت و آزادی را نامحدود می‌داند و آزادی فقط در تزاحمات اجتماعی محدود می‌شود؛ پرواضح است که قوانینی که در این گونه جوامع به عنوان مرز آزادی تعیین می‌شود فقط ناظر به مسائل اجتماعی است بدین معنی که قانون می‌گوید آزادی هیچ انسانی نباید آزادی دیگران را تهدید کند و منافع آنها را به خطر بیاندازد. اما قوانین محدود کننده آزادی بنابر انسان‌شناسی اسلامی علاوه بر اینکه مسائل اجتماعی را در بر می‌گیرد؛ مسائل فردی را هم در بر می‌گیرد. صفحه ۱۹ @t_manzome_f_r
در اندیشه آیت‌الله العظمی‌خامنه‌ای بنابر انسان‌شناسی اسلامی ضرر زدن به خود یا خودکشی، خودزنی، انظلام و راکد گذاشتن استعدادهای خود ممنوع است و هیچ‌کس نمی‌تواند بگوید که چون من آزادم پس اموال خودم را از بین می‌برم یا جان خودم را نابود می‌کنم یا به سلامتی خودم ضرر می‌زنم. او همان طور که موظف است با حرکات و اعمال و رفتار و گفتار خود حقوق دیگران و آزادی آنها را محدود نکند و به خطر نیاندازد؛ موظف است آزادی خود و حدود و حقوق خود را هم به خطر نیاندازد.   صفحه ۱۹ @t_manzome_f_r
در اندیشه آیت‌الله‌العظمی‌خامنه‌ای بنابر اومانیسم غربی، موانع آزادی صرفاً عوامل خارجی است که بیرون از انسان وجود دارد و آزادی او را محدود می‌کند. مثل سلطه ابرقدرت‌ها و استعمارگران. اما بنا بر انسان‌شناسی اسلامی علاوه بر موانع بیرونی، دسته دیگری از موانع وجود دارند که مانع آزادی انسان‌اند. همچون اخلاقیات فاسد، هوی و هوس‌ها، منیّت‌ها، بغض‌ها، حبّ‌های بیجا. یک انسان برای اینکه آزاد باشد کافی نیست که زیر سلطه یک انسان دیگر یا یک حکومت جبار نباشد؛ بلکه علاوه بر آن لازم است زیر سلطه قوه غضبیه و شهویه خودش هم نباشد. آن انسانی که بر اثر ضعف، ترس، طمع، حرص و شهوات نفسانی مجبور می‌شود تحمیلات و محدودیت‌هایی را قبول کند؛ آن انسان هم در حقیقت آزاد نیست. صفحه ۲۰ @t_manzome_f_r