بسم الله الرحمن الرحيم
#امام_حسین_ع_مدح_و_ولادت
#محمود_ژوليده
▶️
ای بر تو سلامِ اهل عالم
وی بر تو درود آل خاتم
ای روح نماز اهل بینش
مقصود خدا ز آفرینش
@hosenih
ای رحمت حق، حَفَتَهُ مِنک
احیای قلوب، تَحتَ ظِلِّك
ای شاخصه ی خدا پرستی
محیا و مماتِ کلِ هستی
ای کهف حَصین، غیاثِ مضطر
کشتیِ نجاتِ خلق، یکسر
منجیِ بشر ولادتِ توست
الگوی بشر شهادت توست
تو حجت روزگارهایی
امّید گناهکارهایی
ای در طلب هدایت حق
راضی شده بر رضایت حق
تو قله ی قاف هَل اَتایی
تو آینه دار اِنَّمایی
ای مظهر ذاتِ اسم اعظم
سر تا قدمت رسول اکرم
ای جلوه گهِ علیِ اعلا
وی هیبتِ تو شبیه مولا
ای خیر کثیرِ نورِ کوثر
مستوره ی سوره های مادر
تو جوششِ خونِ مجتبایی
تو خامسِ آل مصطفایی
بر تو حسن احترام کرده
بر مقدم تو قیام کرده
زان روز که آمدی به دنیا
شد عشقِ شهادت از تو پیدا
حق را سببِ عبادتی تو
فریادگر شهادتی تو
ای خونِ تو از رگ محمد
وی گوشت و پوستت ز احمد
هر روز به دامنِ مودّت
سیراب شدی به کام جدّت
این پرورشِ تو از رموز است
این امر، چهل شبانه روز است
گر تشنه شدی به بطنِ مادر
سیراب شدی تو از پیمبر
محروم ز شیرِ مادر، اما
مشعوف ز لعلِ سرخ طاها
پیداست اگر، حسینُ مِنّی
پس چیست، اَنا مِن حسینی؟
از این سخن این پیام آید
کز صُلبِ تو نُه امام آید
آن نور که حنجرِ تو نوشید
انوارِ امامت از تو جوشید
اعضای تو را که پیشِ یاران
می کرد رسول بوسه باران
دانست عدو که تو که هستی
دانست تویی تو روحِ هستی
@hosenih
بودند میان دوستانت
انگار کمی ز دشمنانت
دیدند که از فرازِ منبر
میکرد تو را بغل پیمبر
دیدند میان جمع گاهی
او محوِ تو بود هر نگاهی
دیدند به چِشم، هر شهودی
هر روز تو غرق بوسه بودی
هر بوسه که بر گلوی تو زد
شد تیرِ بلا به جان احمد
آنانکه دلش خراش دادند
اعضای تُو را تَراش دادند
رَزّازگَرانِ قعرِ گودال
کردند تنَت به کینه پامال
با نیّتِ قُربتاً اِلَی الله
کشتند تو را ز بُغض وَالله
بُغضی ز نبی به سینه ها بود
بُغضی ز علی به کینه ها بود
هم بغضِ برادرِ تو دارند
هم کینه ی مادرِ تو دارند
دیدیم نهایتِ جفا را
مَسلوب ذبیحِ بِاالقفا را
روزیکه تنِ تو گشت عریان
شد حکمتِ بوسه ها نمایان
شد پیکرِ تو ز تيغِ خونبار
افزون ز هزار و نُهصد آثار
آنگونه که جای بوسه دیگر
یک ذرّه نماند بهر خواهر
@hosenih
چشمش که بر آن گلوت افتاد
لب را به رگِ بریده بنهاد
می گفت به سوز دل خدایا
قربانیِ ما قبول فرما
⏹
© اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇
https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
بسم الله الرحمن الرحيم
#امام_حسین_ع_مدح_و_ولادت
#علی_بیرقدار
▶️
دلا به گوش که ماه سرور، شعبان است
دل مدینه و قلب رسول شادان است
علیست شاد و لب فاطمه چه خندان است
ز عرش تا به مدینه فرشته باران است
هر آنکه طالب جود است بگو شتاب کند
بگو گدائی پور ابوتراب کند
بگو بگو که شه عالمین می آید
بگو برای نبی نور عین می آید
الا که نور و مَهِ نیّرین می آید
چقدر نام حسین، بر حسین می آید
تمام جود به یک آن، به خلق نازل شد
رسید و آیه ی تطهیر و نور کامل شد
@hosenih
نمود رشد ز شیرِ زبان پیغمبر
وجود اوست تماماً ز جان پیغمبر
جمال و جود و سخایش، بسانِ پیغمبر
نظر به چهره ی او شد، جنانِ پیغمبر
شنید بوی بهشت احمد از شمیم حسین
مدینه تازه شد انگار از نسیم حسین
رسیده ماه، به دامان ماهِ حضرت ماه
رسیده شافع کوه گناه خلق از راه
بگو به فطرس غمدیده از ملال گناه:
بگیرد از پرِ قنداقه ی حسین پناه
اگر سیاهِ گناهی، بیا فرات اینجاست
اگر که غرق گنه، کشتی نجات اینجاست
کریم ابن کریم است و من گدای کریم
اسیر سلسله ی رأفت و سخای کریم
فقیر اویم و خاکم به زیر پای کریم
همیشه پر شده دست من از عطای کریم
غلامی در او افتخار اجدادم
کویر بودم و کرده حسین، آبادم
تمام خلق، فقیر حسن، برادر او
همه غلام ابالفضل، امیر لشکر او
الا که آینه ی مصطفی است، اکبر او
رواکننده ی حاجات، علیِ اصغر او
چه مادر و پدر و چه اصالتی دارد
چه زینب و چه شکوه و جلالتی دارد
سلام حضرت عطشان دشت کرببلا
سلام معنی غربت، تجلی غم ها
سلام سید و سالار زینب کبری
سلام علت اشک همیشه ی زهرا
ولادت تو هم آغوش اشک زهرا بود
مصیبت تو دلیل سرشک زهرا بود
@hosenih
گهی به مادر خود در رحِم سخن گفتی
ز غربت و عطش و خشکی دهن گفتی
گهی ز روضه ی خونین یک بدن گفتی
ز خاتَم و ز خیام و ز پیرهن گفتی
هماره گفتی و مادر شنید و هی نالید
ولی فدای دل خواهرت که غم را دید
رسید وادی کرببلا پریشان شد
رسید روز دهم، غصه اش فراوان شد
رسید مقتل و زینب دوباره گریان شد
رسید پیش تن بی سری که عریان شد
ز اوج غربت زینب ز عرش خون بارید
عقیله خم شد و رگ های حنجرت بوسید
⏹
© اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇
https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
🌹ولادت با سعادت امام حسین (ع) مبارک باد🌹
امشب حسنات می فرستد زهرا
برشیعه برات می فرستد زهرا
درهای بهشت وا شده پس حتماً
دارد صلوات می فرستد زهرا
#سیدمجتبی_شجاع
© اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇
https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
بسم الله الرحمن الرحيم
#امام_حسین_ع_ولادت
#مرضیه_عاطفی
▶️
خبر پیچیده در عالم که درّ ناب می آید
نگین پنجم ِ آل کسا؛ ارباب می آید
در آغوشش گرفته فاطمه(س)، یکریز پیغمبر(ص)-
برای بوسه بر لبهای او بیتاب می آید
@hosenih
چه تمرین میکند فطرس طریقِ دست بوسی را
مگر شب تا سحر در چشم هایش خواب می آید!!
فقط مشتاق دیدار است و وعده داده بر بالَش
که محض پر گشودن بهترین اسباب می آید
خدا قنداقه اش را با حریرِ کهکشان بسته
برای خواندنِ لالایی اش مهتاب می آید
ملقّب شد به «ثاراللهْ»! قطعاً قبله و کعبه...
برای دیدنش با مسجد و محراب می آید
علی(ع) در سایۂ گهواره اش «والشّمس» میخواند
وَ سائل با رعایت کردنِ آداب می آید
@hosenih
یقیناً می رود با دست های پُر از این خانه
کسی که بی ریا، با قصدِ دقّ الباب می آید
¤
به یاد تشنگی هایش می آید اشک از چشمم
میان روضه مادامی که حرف از آب می آید!
⏹
© اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇
https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
هدایت شده از اشعار آیینی حسینیه
🌹ولادت با سعادت امام حسین (ع) مبارک باد🌹
امشب حسنات می فرستد زهرا
برشیعه برات می فرستد زهرا
درهای بهشت وا شده پس حتماً
دارد صلوات می فرستد زهرا
#سیدمجتبی_شجاع
© اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇
https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
بسم الله الرحمن الرحیم
#حضرت_عباس_ع_مدح
#جلیل_صفربیگی
▶️
"یا من هو اسمه دوا" عبّاس است
"یا من هو ذکره شفا" عبّاس است
@hosenih
کعبه ست حسین و کربلا هم قبله
در مذهب ما قبله نما عبّاس است
⏹
© کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم الله الرحمن الرحیم
#حضرت_عباس_ع_مدح_و_ولادت
#غلامرضا_سازگار
▶️
مادر ماه بنیهاشم! قمر آوردهای
نخل امید ولایت را ثمر آوردهای
بحر موّاج کرامت را گهر آوردهای
کلک صنع کبریایی را اثر آوردهای
هر چه در وصفش بگویم خوبتر آوردهای
بر امیرالمؤمنین زیباپسر آوردهای
این پسر شمشیر و شیر عترت پیغمبر است
پای تا سر حیدر است و حیدر است و حیدر است
@hosenih
این پسر دست علی دست علی دست خداست
این پسر یک مطلع الانوار مصباح الهداست
این پسر تا حشر ثاراللّهیان را مقتداست
این پسر قربانی کوی حسین از ابتداست
این پسر دست خدا با دست از پیکر جداست
این پسر روح حسین ابن علی «روحی فدا»ست
این پسر ماهی است در بین دو مهرِ فاطمه
این بود باب الحسین و باب حاجات همه
@hosenih
بیت مولا، باغ جنّت، یاسمن، عباس توست
روح غیرت، جان آزادی به تن، عباس توست
هاشمیّون را چراغ انجمن، عباس توست
وارث شمشیر و دست بوالحسن، عباس توست
ملجأ و باب المراد مرد و زن، عباس توست
بتشکن: مولا علی، لشکرشکن: عباس توست
این خداوند ادب، عبد خداوند است و بس
در شجاعت، در وفاداری، نظیرش نیست کس
@hosenih
کیست عباس آن که وجه الله محو روی اوست
آل هاشم را همه دل در کمند موی اوست
غرق گل از بوسۀ دست خدا بازوی اوست
ذوالفقار فاتح خیبر، خم ابروی اوست
نخل سرسبز ولایت قامت دلجوی اوست
آبروی آبرومندان ز خاک کوی اوست
از دل گهواره تا امواج خون در علقمه
لحظهای غافل نگردید از حسین فاطمه
@hosenih
آفتاب طلعتش خورشید رخسار حسین!
دیدن رخسار او، تکرار دیدار حسین!
از شب میلاد بودش دل، گرفتار حسین!
نقد جان در دست و سرگردان به بازار حسین!
با سر و با دست و چشم و تن خریدار حسین!
حامی و سردار و سقّا و علمدار حسین!
با وجود آن که خود مظلوم ظالمسوز بود
مثل حیدر عابد شب بود و شیر روز بود
@hosenih
مادر سادات زهرا خوانده خود را مادرش
حیدر کرّار میخواند حسین دیگرش
عمّۀ سادات میبالد که باشد خواهرش
ایستاده با ادب حتّی ادب در محضرش
آفرینش تا قیامت تشنهکام ساغرش
حاجت کونین جوشیده است از خاک درش
در حریمش اکتفا کردن به یک حاجت کم است
کم مخواه از او که او باب المراد عالم است
@hosenih
او که با ماه جمالش عالمآرایی کند
او که بر خاکش سرافرازی جبینسایی کند
او که بی وی عشق هم احساس تنهایی کند
او که بر خیل شهیدان نیز آقایی کند
آل عصمت را ز اشک دیده سقایی کند
خون خود را وقف بر گلهای زهرایی کند
جسم و جان و چشم و دست و سر دهد در راه دین
گل کند تقدیم ثارالله از زخم جبین
@hosenih
اوست سقایی که در آغوش دریا سوخته
هم زده آتش به دریا، هم به صحرا سوخته
همچو شمعی در شرار دل سراپا سوخته
آب گشته در میان آب و تنها سوخته
مشک هم از اشک آن لبْتشنهسقا سوخته
مثل تصویرِ لبِ فرزند زهرا سوخته
اشک صد ایّوب میجوشد به یاد صبر او
تا قیامت آب میگردد به دور قبر او
@hosenih
ای خدا را تیغ بران در نیامِ اهلبیت!
ای علی را شیر غران در کنام اهلبیت
ای به رخسارت تجلاّی تمام اهلبیت
ای مقامت در صف محشر مقام اهلبیت
هم به «نفسی انت» فرمودت امام اهلبیت
هم به شمشیرت نوشته انتقام اهلبیت
میرسد روزی که حق را باز هم یاری کنی
باز، بازآیی و بر مهدی علمداری کنی
@hosenih
تشنهای و چشم ما دریا به پایت ریخته
دل رویِ دل در حریم با صفایت ریخته
فیض روح الله در صحن و سرایت ریخته
همچو باران استجابت از دعایت ریخته
اشک ثارالله روی دستهایت ریخته
بال حورالعین رویِ پای گدایت ریخته
جوشد از خاک درت اشک مناجات همه
بیشتر باشد به کویت عرض حاجات همه
@hosenih
مهر تو دین من، آیین من، ایمان من است
زخمهای پیکرت آیات قرآن من است
پای تا سر دردم و خاک تو درمان من است
با تو بودن از ولادت دین و ایمان من است
ذکر «یا عبّاس» درمان تن و جان من است
دست من خالی و مدحت درِّ غلطان من است
نیستم قابل که گویم «میثم» کوی توام
هر که هستم یا ابوفاضل ثناگوی توام
⏹
© کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم الله الرحمن الرحیم
#حضرت_عباس_ع_مدح
#وحید_قاسمی
▶️
در کشور عجم عربی سروری کنی
چیزی نمانده است که پیغمبری کنی
با عشق تو ارامنه پیوند می خورند
در کار و کسبشان به تو سوگند می خورند
@hosenih
زرتشتیان برای شما تکیه می زنند
سینه برای مشک تو با گریه می زنند
دل دادگان خال تو آزاد مکتبند
با غیرتان ری همه عباس مذهبند
لختی بخند سوره سلمان نزول کن
اهل ری ام مرا به غلامی قبول کن
رخصت بده رکاب بگیرم برایتان
شاید نصیب شد سفر کربلایتان
بالا بلند ای قمر ایل مرتضی
یعسوب دین علقمه تمثیل مرتضی
@hosenih
بعد از شما نواده یل بی سپر علی
مثل تو و حسین و حسن پر جگر علی
دست مرا بگیر نه با دست با پرت
بی دست کربلا نظری جان مادرت
⏹
© کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم الله الرحمن الرحیم
#حضرت_عباس_ع_ولادت
#محسن_عرب_خالقی
▶️
وقتش رسیده تا به بیانم توان دهید
این حرفهای مانده به دل را زبان دهید
وقتش رسیده روی پر جبرئیل ها
شعری به قلب این قلم از آسمان دهید
تامیوه ی رسیده مضمون به ما رسد
قدری درخت واژه تان را تکان دهید
ارزانی ستاره بود ماه آسمان
ماه مدینه را به من امشب نشان دهید
من از شما به غیر شما را نخواستم
هرچه ثواب هست به این و به آن دهید
امشب که ساقی آمده از مشک عشق او
یک کاسه آب دست من نیمه جان دهید
در برکه نگاه علی خوش دمیده است
ماهی که ماه هم مثلش را ندیده است
@hosenih
حالا که ماه آمده پیدا ترین شده ست
یوسف ترین رسیده و زیباترین شده ست
منصوب گشته است به باب الحوائجی
پیغمبری ندیده مسیحاترین شده ست
ابروی او نیامده محراب عاشقی
گیسوی او نیامده یلداترین شده ست
بین قبیله ای که همه سرو قامتند
قامت کشیده خوش قد و بالاترین شده ست
لیلا میان شهر مجانین نه... این پسر
در شهر لیلی آمده لیلاترین شده ست
ساقی زیاد بوده در این خاندان ولی
سردار کربلاست که سقا ترین شده ست
عباس روح جاری از نیل تا فرات
عباس راهِ رفتنِ در کشتی نجات
@hosenih
شعبان برای ماست گواراتر از رجب
شیرین تر است شهدِ لب یارم از رطب
امشب شب تولد روح دلاوری ست
امشب شب وفاست شب غیرت و ادب
باید به پیش ابروی او سجده آوریم
چون واجب است محضر او امر مستحب
امشب شب چهارم ماه است آمده
ماه شب چهارده از قلب نیمه شب
نامش پر از کنایه پر از استعاره است
شب ماه و روز مهر و سحرها ستاره است
@hosenih
عرض ارادتم به اباالفضل بارها
برده مرا به جرگه ی بی اختیارها
چون موج، سر به سینه ی هر صخره می زنم
آثار عاشقی ست از این گونه کارها
محدود ما یکی دو قبیله نمی شود
عشقش دوانده ریشه به ایل و تبارها
مانند او نیامده دیگر به روزگار
مانند من گدای نگاهش هزارها
دلداده اند در ره او صاحبان دل
سر داده اند در قدم او سوارها
از او ندیده ام به خدا دادرس تری
آقا تری، کریم تری، هم نفس تری
@hosenih
با این که با اصالت و ارباب زاده بود
یک عمر چون رعیّت این خانواده بود
بذر ارادتی که به دل کاشت مادرش
حالا چو سرو، قامت او ایستاده بود
در پیش فاطمی نسبان سر به زیر بود
انگار این ارادت او بی اراده بود
در آخرین سجود نمازِ محبتش
در پیش پای فاطمه از زین فتاده بود
آن ها که دیده اند نوشتند عاقبت
سر روی پای حضرت زهرا نهاده بود
زهرا کنارش آهِ نفس گیر می کشد
با دست خود ز دیده ی او تیر می کشد
@hosenih
ما جز خدا به غیر توکل نمی کنیم
ما جز به اهل بیت توسل نمی کنیم
باید در این زمانه ولایت مدار بود
ور نه به هیچ جای جهان گُل نمی کنیم
ما ذاکریم؟ نه، همه سرباز رهبریم
وقتی که امر کرد تأمل نمی کنیم
گوید اگر روید در آتش به سر رویم
سر هم اگر که خواست تعلل نمی کنیم
هرکس که در مقابل آقا بایستد
در هر لباس و پُست، تحمل نمی کنیم
عباس ماند چون که مطیع امام بود
در او «چرا» به حرف امامش حرام بود!
⏹
© کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم الله الرحمن الرحیم
#حضرت_عباس_ع_ولادت
#مجید_تال
▶️
روزی شعر من امشب دو برابر شده است
چون که سرگرم نگاه دو برادر شده است
چون که بانوی کلابیه پسر آورده
چشم وا کن، پدر خاک قمر آورده
@hosenih
هر که از قافلۀ فطرسیان جا مانده
نظرش خیره به گهوارۀ سقا مانده
زور بازوی تو بی حد وَ عدد خواهد شد
بعد از این ام بنین، ام اسد خواهد شد
با وجود تو زمین حیدر دیگر دارد
کعبه جا دارد اگر باز ترک بردارد
از در خانۀ او پا نکشیدم هرگز
چون حسینی تر از عباس ندیدم هرگز
ماه ذیالحجه که عباس به حج عازم شد
همه بر کعبه ولی کعبه بر او محرم شد
در طوافش سخن از عقل فراتر می گفت
در حقیقت «لک لبیک برادر» می گفت!
این اباالفضل که از قبله فراتر می رفت
مرتضی بود که بر دوش پیمبر می رفت
علی اکبر به ثنا گویی او می آید:
چقدر منبر کعبه به عمو می آید
خطبه خواند و همه را محو صدای خود کرد
در حقیقت همه را قبله نمای خود کرد
@hosenih
گفت این خانه که حق آمد و ایجادش کرد
مسجدی بود که بابای من آبادش کرد
از در خانۀ او پا نکشیدم هرگز
چون حسینی تر از عباس ندیدم هرگز
«کاشف الکرب» تویی؛ خندۀ ارباب تویی
«پدر خاک» علی و «پدر آب» تویی!
روی چشم تو بُوَد جای حسن جای حسین
هستِ ما بین دو ابروی تو؛ بین الحرمین
پیش خورشید و قمر سایۀ تو سنگین است
و فقط محضر زینب سر تو پایین است
ساقی ما چه شرابی چه سبویی دارد
بنویسید رقیه چه عمویی دارد
صحبت از مردی تو کار بنی هاشم بود
نام تو در دل میدان رجز قاسم بود
زور بازوی علی ریخته در بازویت
ذوالفقاری نبود تیزتر از ابرویت
تیغ چرخانده ای و پیش تو طوفان هیچ است
لشگری پیشت اگر آمده میدان، هیچ است
@hosenih
وسط جنگ زمین را به زمان دوخته ای
فن شمشیر زنی را ز که آموخته ای؟!
ای جوان! پیر رهت کیست از آن شاه بگو؟
«أشهد أن علیاً ولی الله» بگو
او علمدار حسین است ببخشید مرا
مدح او کار حسین است ببخشید مرا
⏹
© کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم الله الرحمن الرحیم
#حضرت_عباس_ع_مدح_و_ولادت
#مهدی_نظری
▶️
علم افراشتۀ قلۀ دنیا عباس
قمرهاشمی عالم بالا عباس
اولین گل پسر ام بنین و حیدر
سومین شیر نر حضرت زهرا عباس
وارث هیبت مولا همۀ عشق حسین
دانش آموز حسن حضرت سقا عباس
صاحب پرچم فرماندهی عاشورا
پارکاب قدم زینب کبری عباس
ای عموی علی اکبر٬پدر تشنۀ مشک
ای لبت آب بقا صاحب دریا عباس
بانفسهای تو هر مرده دلی زنده شود
ای دم تو دم صد حضرت عیسی عباس
با ادب هست هر آنکس به شما منتصب است
روز میلاد تو میلاد خدای ادب است
@hosenih
متولد شدی و ام بنین دلشاد است
روز میلاد تو هر سینه علی آباد است
ساقی کرببلا هستی و با آمدنت
کاسۀ خالی هر دلشده ای پر باده ست
چه کسی گفته حلال است شراب این غلط است
خوردن می فقط از دست شما آزاد است
روز میلاد تو حیدر بخودش گفت علی
بازوان پسرت سخت تر از فولاد است
بوسه زد دست خدا دست تو را آقا یا
بوسه زد برلب شیرین شدهٔ آقا دست؟
نام زیبای تو هر ذائقه را شیرین کرد
عاشق روی تو فرهاد تر از فرهاد است
به علی حیدر کرار شدن می آید
به تو عباس علمدار شدن می آید
@hosenih
عالم از عشق تو بی تاب شود حق دارد
ماه از نور تو بی خواب شود حق دارد
سالی یک دوره اگر درس ادب داشتنت
در تمامی جهان باب شود حق دارد
دری از صحن تو باز است سوی صحن حسین
درِ صحنت اولوالالباب شود حق دارد
باادب هستی و باغیرتی و آقا پس
چون تویی ساقی ارباب شود حق دارد
پسر شیر خدا ای گهر ام بنین
خاک پای تو زرِ ناب شود حق دارد
پدر مشک تویی آب بفرمان تو است
پس ضریح تو پر از آب شود حق دارد
تو جگردارترین زادۀ حیدر هستی
مثل ارباب به زینب تو برادر هستی
@hosenih
تو ابوفاضلی و دلبری ات بی همتاست
تو اباالفضلی و ویرانگری ات بی همتاست
جنگ صفین شد و عالم و آدم دیدند
نحوۀ سرزدن حیدری ات بی همتاست
با غضب کردن تو مالک اشتر ترسید
بعدفهمید که جنگاوری ات بی همتاست
نوجوان بودی و پرچم به سرِ دوش تو بود
همه دیدند که سرلشگری ات بی همتاست
آفرین ام بنین چه پسری پرورده
به خدا تربیت مادری ات بی همتاست
عبد صالح شدنت بنده اللهم کرد
یااباالفضل خداباوری ات بی همتاست
گرهی بسته ندارد به تو دلبسته شده
خوش بحال دل آنکه به تو وابسته شده
@hosenih
کربلا رفتی و ماه از برت افتاد زمین
اشکها از سر چشم ترت افتاد زمین
به فدای سرو دستت که علی می بوسید
ناگهان بازوی آب آورت افتاد زمین
تیری آمد وسط هلهله ها خورد به مشک
شیشه عمر علی اصغرت افتاد زمین
خبر آمد به سوی اهل حرم وای عمو
بازمین خوردن تو خواهرت افتاد زمین
کاش این قصه غم خاتمه اش اینجا بود
از سر نیزه عزیزم سرت افتاد زمین
در مدینه خبر پرچم سقا پیچید
بی هوا ام بنین مادرت افتاد زمین
ای عموجانِ حرم، باز به من احسان کن
یک شب جمعه مرا کرببلا مهمان کن
⏹
© کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم الله الرحمن الرحیم
#حضرت_عباس_ع_مدح
#یوسف_رحیمی
▶️
بايد حسين دم بزند از فضائلت
وقتي حسيني است تمام خصائلت
تعبيرهاي ما همه محدود و نارساست
در شرح بي کراني اوصاف کاملت
بي شک در آن به غير جمال حسين نيست
آئينه اي اگر بگذاري مقابلت
اي کاشف الکروب عزيزان فاطمه
غم مي بري ز قلب همه با شمائلت
در آستانه تو گدايی بهانه است
دلتنگ ديدن تو شده باز سائلت
با زورق شکستة دل سال هاي سال
پهلو گرفته ايم حوالي ساحلت
بي شک خدا سرشته تو را از گل حسين
سقاي با فضيلت و دريا دل حسين
@hosenih
تو آمدي و روشني روز و شب شدي
از جنس نور بودي و زهرا نسب شدي
در قامتت اگرچه قيامت ظهور داشت
الگوي بندگي و وقار و ادب شدي
هم چشمهاي روشنت آئينة رجاست
هم صاحب جلال و شکوه و غضب شدي
بايد که ذوالفقار حمايل کني فقط
وقتي که تو به شير خدا منتسب شدي
در هيبت و رشادت و جنگاوري و رزم
تو اسوة زهير و حبيب و وَهب شدي
در دست تو تلاطم شمشير ديدني ست
فرزند لافتايي و شير عرب شدي
فرماندة سپاهي و آب آور حسين
اي نافذ البصيره ترين ياور حسين
@hosenih
بي شک تو صبح روشن شبهاي تيره اي
خورشيدي و به ظلمت اين شام چيره اي
تسخير کرده جذبة چشم تو ماه را
بيخود که نيست تو قمر اين عشيره اي
عصمت دخيل تار عباي تو از ازل
جز بندگي نديده کسي از تو سيره اي
قدر تو را کسي نشناسد در اين مقام
وقتي براي امر شفاعت ذخيره اي
ما را بس است وقت عبور از پل صراط
از تار و پود بيرق تو دستگيره اي
چشم اميد عالم و آدم به دست توست
باب الحسين هستي و پرچم به دست توست
@hosenih
فردوس دل هميشه اسير خيال توست
حتي نگاه آينه محو جمال توست
تو ساقي کرامت و لطف و اجابتي
اين آب نيست زمزمه هاي زلال توست
ايثار و پايمردي و اوج وفا و صبر
تنها بيان مختصري از کمال توست
در محضر امام تو تسليم محضي و
والاترين خصائل تو امتثال توست
فردا همه به منزلتت غبطه مي خورند
فردا تمام عرش خدا زير بال توست
باب الحوائجي و اجابت به دست تو
تنها بخواه، عالم هستي مجال توست
اي آفتاب علقمه: روحي لک الفدا
اي آرزوي فاطمه: روحي لک الفدا
@hosenih
اي آفتاب روشن شبهاي علقمه
سرو رشيد خوش قد و بالاي علقمه
داده ست مشک تشنة تو آب را بها
اي آبروي آب، مسيحاي عقلمه
وقتي که چند موج عليل شريعه را
کرده ست خاک پاي تو درياي علقمه
لب تشنة زيارت لبهات مانده است
آري نگفته اي به تمناي علقمه
امروز دستهاي تو افتاد روي خاک
تا پا بگيرد از دل صحراي علقمه
با وعده هاي مادرت آسوده خاطريم
چشم اميد ماست به فرداي علقمه
اين عطر ياس حضرت زهراست مي وزد
از سمت کربلاي تو ، سقاي علقمه
شبهاي جمعه نالة محزون مادري
مي آيد از حوالي درياي علقمه
ام البنين و فاطمه با قامتي کمان
اينجا نشسته اند و شده آب روضه خوان
@hosenih
فرصت نداد تا که لبي تر کند گلو
دارد به دست، ماه حرم، مشک آرزو
مي آيد از کنار شريعه شهاب وار
بسته ست راه را به حرم لشکر عدو
طوفان تير مي وزد از بين نخلها
حالا شنيدني شده با مشک گفتگو:
« بسته ست جان طفل صغيري به جان تو
تو مشک آب نه که تويي جام آبرو
اي مشک جان من به فداي سر حسين
اما تو آب را برسان تا خيام او »
اما شکست ساغر و ساقي ز دست رفت
جاري ست خون ز بادة چشمش سبو سبو
با مشک پاره پاره به سوي حرم نرفت
تا با امام خود نشود باز رو برو
تنها پناه اهل حرم بر نگشته است
مي بارد از نگاه سکينه : عمو عمو
در خيمه اوج بي کسي احساس مي شود
خورشيد نيزه ها سر عباس مي شود
⏹
© کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih