eitaa logo
اشعار آیینی حسینیه
49.5هزار دنبال‌کننده
1.4هزار عکس
408 ویدیو
29 فایل
آدرس اینترنتی پایگاه حسینیه(مرجع تخصصی هیأت) http://hosseinieh.net آیدی خادم کانال: @addmin_roze کانال دوبیتی و رباعی: 👉 @dobeity_robaey فروشگاه حرز و انگشتر: 👉 @galery_rayan با کمالِ احترام، تبادل‌ و‌ تبلیغ #نداریم🙏🌹
مشاهده در ایتا
دانلود
بسم‌الله الرحمن الرحیم ▶️ یک کوچه غیرت ای قلندر تا علی مانده است شمشیر بر دارد هر آن کس با علی مانده است @hosenih دیشب تمام کوچه های کوفه را گشتم تنها علی، تنها علی، تنها علی مانده است ای ماهتاب آهسته تر اینجا قدم بگذار! در جزر و مد چاه، یک دریا علی مانده است از خیل مردانی که می گفتند می مانیم انگار تنها ابن ملجم با علی مانده است @hosenih ای مرد! بر تیغت مبادا خاک بنشیند برخیز! تا برخاستن یک «یاعلی» مانده است ⏹ © اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
بسم‌ الله الرحمن الرحیم ▶️ گره گشای دو عالم گره به ابرو داشت تمام عمر پس از فاطمه غم او داشت شبانه روز علی بود و گریه خون بود تمام عمر عزای شکسته پهلو داشت @hosenih گره ز ابروی مولا فقط شبی وا شد که تیغ، بین دو ابروی او تکاپو داشت ندای قد قتل از آسمان کوفه رسید زمین کوفه زمین لرزه و هیاهو داشت تمام کینه دشمن به فرق مولا خورد ولی هنوز علی با خودش دو بازو داشت و تا حسین و حسن بازوی علی بودند به کوفه دختر زهرا امان ز هر سو داشت امان ز بی کسی و بی برادری روزی که کوفه قصد جسارت به معجر او داشت تقاص خطبه کوفه به شام اجرا شد اگر چه قافله هشتاد و چند بانو داشت مغیره های جدید و غلافهای قدیم و دست دختر زهرا هنوز نیرو داشت @hosenih پیام خطبه شامش به کاخ دشمن گفت: علی شهید عدالت، زبان حق گو داشت همینکه رأس حسین از علی تلاوت کرد شدید بر دهنش خیزران اصابت کرد ⏹ © اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
بسم‌الله الرحمن الرحیم ▶️ آتشفشان از کوه غربت بی صدا ریخت وقتی شرار کینه از تیغ جفا ریخت @hosenih زخمی که در کوچه نشدباز از غریبی سر باز کرد آخر ز سر روی عبا ریخت دربین سجده استخوان های شکسته باخون پیشانی به هنگام دعا ریخت "فزت ورب الکعبه" مسجد غرق خون شد یعنی ستون عرش، پای مقتدا ریخت زهرا میان عرش کوثر را بنا کرد بااشک چشمی که برای مرتضی ریخت @hosenih رزق تمام عاشقانش را خداوند با حب حیدر از نجف تا کربلا ریخت ⏹ © اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
بسم‌ الله الرحمن الرحیم ▶️ شده نزدیکتر از قبل، شهادت به علی اقتدا کرده به همراه جماعت به علی @hosenih با سر تیغ، جدا کردنشان دشوار است بس که چسبیده در این لحظه عبادت به علی فرق شمشیر عرب با همه در یک چیز است به عقب خم شده، از شرم اصابت به علی! درد اینجاست که در دست دگر خنجر داشت هر که آمد بدهد دست رفاقت به علی روزگاری همه از تیغ دو دم می گفتند افتخارش به عرب ماند، جراحت به علی @hosenih کاسه ی شیری و دستان یتیمی لرزان این خبر را برسانید سلامت به علی ⏹ © اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
بسم‌ الله الرحمن الرحیم ▶️ به سجده گاه سر بندگی چنان بگذارد که عشق را همه انگشت بر دهان بگذارد تمام شب پی نام و نشان فقر بگردد که بی نشان در هر خانه آب و نان بگذارد @hosenih غمی که محرم آن نیست گوش خلق جهان را عجیب نیست که با چاه در میان بگذارد صدای شیون گلدسته های شهر بلند است علی به خانه نشسته، اگر اذان بگذارد به انتقام عدالت، زمانه تیر عداوت کمین نشسته که ناگاه در کمان بگذارد به نعره بر سر فرقش نشاند تیغ و ندانست که داغ بر دل شمشیر بی زبان بگذارد دویده زهر چنان در تنش که شیر محال است- افاقه ای بکند، هر قدر توان بگذارد به وصل یار چنان دارد اشتیاق که حاشا که شیرخواره به پستان چنان دهان بگذارد @hosenih اگرچه عرش بلند است، پیش پای کمالش به خاک هم نرسد، هرچه نردبان بگذارد مباد اینکه شود کوفه رو سپید تر از ما اگر که غیرت ما را به امتحان بگذارد... ⏹ © اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
بسم‌ الله الرحمن الرحیم ▶️ قلّۀ ماه مبارک،لَیلةُ القَدرِ نبی است فاتحِ قلّه یقیناً،لَیلةُ البَدرِ علی است روح و جانِ لیلةُ القدرِ نبی هم،فاطمه ست علت پیروزیِ بدرِ علی هم،فاطمه ست @hosenih این شب بدرِ علی،این باده،جام کوثر است ذکر زهرا،یاامیرَالمؤمنین یا حیدر است چیست طوفانی که آمد در شب بدرِ علی این همان ذکری که شد ذکرِ شب قدر علی ذکر یازهرا و یاحیدر به لبهای مَلک چون نسیمی می وَزد از اهلِ جنت بر فلک اَصلُها ثابت حکایت کرد، ریشه با علیست بدر ثابت کرد،نصرت چون همیشه با علیست چون علی را دید،پیغمبر به دوشش،مَشکها همچو باران ریخت،از شوقش،به رویَش،اشکها یادم آمد روضه ای،از اشکِ ساقیِ حسین مشکِ ساقیِ پیمبر،مشکِ ساقیِ حسین نصرت حیدر کجا و نینوا، عباس،آه بَدریون سیراب اما کربلا، عباس،آه کودکان در خیمه میگویند ساقی! اَلعطش بهر اصغر آب میجویند، ساقی! اَلعطش تشنه لب طفل رباب و وای از قحطیِ آب آب، نایاب و عتاب و وای از قحطیِ آب @hosenih چشمِ سالار حرم را دور دیدند،کوفیان پس بساط بغضِ خود را جور دیدند،کوفیان بغضِ روز بدر آمد،دستها سیلی شدند کینۀ دیرینه آمد،چهره ها نیلی شدند ⏹ © اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
بسم‌ الله الرحمن الرحیم ▶️ یک عمر از غم روزگاری نیلگون داشت بر مژه هایش رشته های اشک و خون داشت دیگر گلی روی لبش هرگز نرویید برگونه اما لاله های واژگون داشت @hosenih دلتنگ زهرا بود و میزد دست بر هم روی لبش انا الیه راجعون داشت بر دوش او هفت آسمان آوار غم بود تا بود زهرا خانۀ حیدر ستون داشت پشت سرش زینب به گریه آب می ریخت پشت مسافر آب پاشیدن شگون داشت خاکی که می بوسید رد پای او را گریه ز نون والقلم ، مایسطرون داشت از فرق سر باید برون ریزد غمش را از غصه ها آتفشانی در درون داشت خود ره نشان تیغ قاتل داد انگار سر گشته ای را سوی مقصد رهنمون داشت رنگش عوض می شد ناگه صیحه میزد گویا فلک از رفتن حیدر جنون داشت @hosenih در راه مسجد تا به خانه گریه می کرد از خاطراتش چشمهایی لالگون داشت یاد زمانی که زنی پهلو شکسته در جای جای خاک کوچه رد خون داشت ⏹ © اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
بسم‌ الله الرحمن الرحیم ▶️ هزار سال اگر اعتکاف بردارد نیامده است دل از اختلاف بردارد به مسجد آمد و شمشیر در عبا پنهان نداشت وقت که حتی غلاف بردارد @hosenih برای یوسف شبهای قدر تیغ آورد نیامده است که با خود کلاف بردارد مگر بگیرد از او انتقام در محراب که حیدر است و نمی شد مصاف بردارد علی شناس نبودند با وجود علی بنا نبود که دین انحراف بردارد علی است اینکه به محراب ایستاده به عشق سزاست قبله بیاید طواف بردارد @hosenih علی است اینکه حریفش نمی شود هرگز تمام کفر اگر ائتلاف بردارد شکافت کعبه برای علی همین کافی است ز کینه فرق علی هم شکاف بردارد ⏹ © اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
بسم‌ الله الرحمن الرحیم ▶️ مهمان من! حال خوشی امشب نداری بابای زینب! از چه دائم اشکباری عمری کنار سفره ات آرام بودم حالا کنار سفرۀ من بیقراری؟ @hosenih بابا بجان مادرم آرامتر باش هِی لقمه بر میداری و هِی میگذاری پیش منی، اما حواست جای دیگر انگار چشم از چشم زهرا بر نداری بر آسمان، خیره شوی با چشم گریان گویا که هردم مرگ را در انتظاری کاش این نمازِ صبح را با هم بخوانیم مسجد مرو با این هوای اضطراری عمّامه را محکم اگر بر سر نَبندی بر معجرم دیگر نمانَد اعتباری امشب سرت یک ضربه خواهد خورد، اما هجده سرِ بر نیزه در راه است، آری محراب اگر در خون شود امشب شناور گودال را دریای خون سازند، جاری زخمت هزار و نهصد و پنجاه، زخم است آیا پس از تو با حسینَت، نیست کاری؟ کوفه ز یک تیغَش هزاران نیزه بارد تا نیزه بارانش نمانده، روزگاری @hosenih ما بار میبندیم از این شهر، اما بر ناقۀ عریان رسد روزِ سواری ما را چهل منزل اسیری می کشانند بی آنکه بگذارند جای سوگواری ⏹ © اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
بسم‌ الله الرحمن الرحیم ▶️ مهمانِ دختر است علی ، جز نمک نخورد یک ظرف شیر بود ولی جز نمک نخورد دختر به گریه گفت که مهمانِ من مرو شالش گرفت حلقه‌ی در : جانِ من مرو @hosenih پیش یتیمها پدری سر به زیر رفت این بارِ آخر است که با ظرف شیر رفت مسجد رسید روضه‌ی خود را به پا کُنَد مسجد رسید قاتل خود را صدا کند تا ضربه خورد بغض پریشانی‌اش شکست تا ضربه خورد صفحه‌ی پیشانی‌اش شکست جبریل پیشِ ضربه‌ی او شهپرش گرفت از بس شدید بود که زهرا سرش گرفت اُفتاده است بر رویِ سجاده پیکرش اُفتاده مثلِ فاطمه‌اش وای با سرش محراب غرق آتش و سیلی و دود شد سر ضربه خورد گوشه‌ی چشمش کبود شد خم شد گمان کنم که به دیوار خورده است شاید به پهلویش نوکِ مسمار خورده است خون می‌چکید از سر و روی و محاسنش زهرا رسیده بود ، در آغوش محسنش رویِ عبای سرخ ولی خانه میرود چشم انتظار دارد علی خانه میرود آهسته گفت آه عبا را رها کنید زینب دَمِ در است مرا روی پا کنید @hosenih ماندم حسن که زیر بغلهاش را گرفت یا باز چشم زینب کبراش را گرفت اینبار شُکر که زینب عبا ندید اینبار شکر که او بوریا ندید ⏹ © اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
بسم‌ الله الرحمن الرحیم ▶️ علی دست تو را خوانده است دنیا تو را از خویشتن رانده است دنیا @hosenih برایش سفرۀ رنگین مچینی علی مهمان ناخوانده است دنیا ⏹ © اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
خوب شد تیغ تو بشکافت سرم را دشمن هم تو بر آرزوی خویش رسیدی، هم من آمدی دیر چرا؟! چشم به‌راهت بودم از همان شب که تن فاطمه‌ام گشت کفن شادی‌ام بود همان دم که توأم تیغ زدی عمر من بود سراسر همه اندوه و محن ریختی خون کسی را به روی خاک زمین که دوا ریخت تو را روزِ مریضی به دهن در همان لحظه که شمشیر تو بالا می‌رفت نشِنیدی به جنان فاطمه می‌گفت نزن؟! رنگت از بیم پریده‌ست! چرا می‌لرزی؟ تا منم زنده، تو هستی به پناهم اِیمَن گر تو با دوست خود دشمنی‌ات بود مدام دوستی کرده همه عمر علی با دشمن می‌فرستم به برت سهم غذای خود را می‌کنم بر تو سفارش به حسین و به حسن مسجد و منبر و ویرانه و چاه و صحرا هر کجا بود سخن بود زمظلومی من مسجد کوفه خموش است چراغش (میثم) کو علی تا که کند بیت خدا را روشن ✍ 📝 | عضو شوید👇 ↳ https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e