eitaa logo
اشعار آیینی حسینیه
49.5هزار دنبال‌کننده
1.4هزار عکس
408 ویدیو
29 فایل
آدرس اینترنتی پایگاه حسینیه(مرجع تخصصی هیأت) http://hosseinieh.net آیدی خادم کانال: @addmin_roze کانال دوبیتی و رباعی: 👉 @dobeity_robaey فروشگاه حرز و انگشتر: 👉 @galery_rayan با کمالِ احترام، تبادل‌ و‌ تبلیغ #نداریم🙏🌹
مشاهده در ایتا
دانلود
بسم ‌الله الرحمن الرحیم ▶️ تا که بی دست شدی اهل شجاعت شده اند گرگ ها منتظر لحظه ی غارت شده اند حرمله ها پس از این خاطرشان آسوده ست خولی و شمر پس از دست تو راحت شده اند @hosenih چه عمودی به سرت خورد که شق القمری هر دو ابروی تو با فاصله قسمت شده اند چشم پر خون تو سهم من دلخون شده است علم و دست تو این بین غنیمت شده اند بروم،با تن بی دست تو دشمن تنهاست نیزه ها شان همه خونخوار به شدت شده اند یک دلم پیش تو و آن دل من در حرم است پیش آنها که محیای اسارت شده اند چشم و ابروی تو از ضربه بهم ریخته است پیکر تا شده ات دور و برم ریخته است تیرها روی هم افتاده به هم چسبیدند کندنی نیست ز بس بر بدنت پیچیدند بسکه از ضربه شکسته رخ نورانی تو جای یک بوسه نمانده ست به پیشانی تو ساقی من لب تو سوخته از بی آبی باورم نیست که در محضر من می خوابی این تو هستی که چنین نقش زمینی پیشم؟ تا به امروز ندیدم بنشینی پیشم @hosenih یک نفر با علمت دور و برم می رقصد یک نفر دست تو بر نیزه ی خود می بندد فکر بی دستی تو سخت مرا آزرده بیش از نیزه و شمشیر تنت پا خورده ⏹ © اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
بسم ‌الله الرحمن الرحیم ▶️ هرکه گرفتار غمت می شود زنده به احیای دمت می شود قطع یقین لطف نگاه شماست تا که کسی محتشمت می شود @hosenih هر که به صحن تو مشرف شود شیفته ی جام جمت می شود طعنه به شاهان جهان می زند هرکه گدای کرمت می شود می زند آتش همه ی خلق را تا که کسی شمع غمت می شود روز قیامت گره اش وا شود هر که دخیل علمت می شود در صف عشاق خریدار او والده ی محترمت می شود برگ امان نامه ی زهرا به حشر دست جدا و قلمت می شود ریخته بر شانه ی تو آبشار ماه ز روی تو بُوَد وامدار حال و هوای حرمش فرق داشت مثل مسیح است دمش فرق داشت معترفند کل علمدارها پرچم و رقص علمش فرق داشت هرچه گدا آمده بر خانه اش گفته عطا و کرمش فرق داشت روضه ی جانسوز زیاد و ولی روضه ی دست قلمش فرق داشت @hosenih وقت سرودن ز غم مشک او مرثیه ی محتشمش فرق داشت صاحب منظومه ی احسان تویی شادی این کلبه ی احزان تویی ⏹ © اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
بسم ‌الله الرحمن الرحیم ▶️ به دشت کربلا خورشید سوزان، به عاشورا بسان آتشفشان بود برون میریخت گرمای درون را،که پنداری زمین در آسمان بود ز فرط تشنگی بی تاب بودند، تمام کودکان بی ستاره لب خشکی ترک می خورد دائم،میان مهد طفلی شیرخواره ملائک اشک ریزان بهر طفلان، تمام مشک ها بی آب بودند دگر طفلان به گرد گاهواره تمامی تشنه و بیتاب بودند @hosenih عمو برداشت مشک خشک خود را به اذن آن شه بی سر به شط زد صدف را پر ز دُرّ ناب می کرد دو دستش را به شط چون بال بط زد به لب نزدیک برد او مشت پر آب چه چشمکها که بر لب آب می زد زلال و پاک بود و گاه و بی گاه ز پاکی طعنه بر مهتاب می زد به ناگه در درونش شعله انگیخت چو یاد از حال آن لب تشگان کرد به روی شط چو می پاشید درّ را هوای کوی آن دلدادگان کرد صدف بر دوش چون درّ در صدف داشت چون ماهی رقص در گرداب می کرد دلش خوش بود و سرمست آن دلاور نگاهی بر دُر نایاب می کرد به خود می گفت من میر سپاهم به اردوگاه من جای عطش نیست به اردوگاه اگر خود را رسانم دگر راهی به بی آبی و غش نیست سر توسن به نخلستان چو گرداند چو شیر نر به اردوگاه می تاخت به دستش نیزه رقص مرگ می کرد پیاپی گرگی از گرگان می انداخت در آن باران تیر و تیغ و شمشیر چو شیری در دل نخجیر می رفت به چشمش زندگانی موج می زد ز بهر اصغر بی شیر می رفت به ناگه ضربتی حس کرد آن شیر به سمت مشک بر دست یمینش به روی خاک گویی دست و پا زد همان دم مادر ام البنینش یکی دستش فتاد و مشک خود را به دست دیگرش انداخت چون کوه مقاوم استوار و با صلابت چو شیری تاخت بر گرگان انبوه به پشت نخل گرگی تیز دندان دگر دستش ز نامردی جدا کرد به دندان مشک را بگرفت و توسن به سوی خیمه ی آل عبا کرد به چشمش تیر بود و دیده اش تار ز نورش ظلم ظلمت را شکافید همان ماه بنی هاشم که مولا علی عباس نام آور بنامید به مشکش تیر خورد و دید سقا که آب مشک چون جوی روان رفت امیدش قطع شد همچون دو دستش ز خجلت آه، از او تاب و توان رفت در آن میدان جنگ نابرابر به نامردی یل ام البنین را ز پشت نخل بیرون شد چو دشمن به سر کوبید عمود آهنین را صدای یا اخا ادرک اخایش ز فریادش تمامی رسم بشکست رساند تا امام آنجا خودش را ز سنگی ابرویش را خصم بشکست بگفتا یا اخا شرمنده گشتم بیا این درد بی درمان دوا کن نه چشمی نه سر و دستی فقط زخم ،به دستت این لبان خشک وا کن چنان می ریخت از رخسار شه اشک که از باران خون سیلی روان بود وزیر خویش را در خون تپان دید شهادت نیز در سویش دوان بود بفرمودش کمر بشکست مارا ز داغت ای اباالفضل دلاور همیشه سید و سرور بخواندی چه شد این بار خواندیم برادر بگفتا ناله ای آمد ز صحرا و دیدم قامت یاس کبودی دو دست او به پهلو گفت با من مگر تا حال فرزندم نبودی کنون شرمنده ام ای حضرت عشق به جای آب اشک دیده دارم ز بهر خشکی لب های طفلان فقط قلب و دلی سوزنده دارم تمنا می کنم سوی خیامت مبر سرو بلند چاک چاکم خجالت می کشم از اهل بیتت چه می شد دست تو می کرد خاکم ز بهر آب می رفتم نبردم به همراهم کمان و تیر و شمشیر وگرنه وصل میکردم به دریا ز خون این ددان رودی ز نخجیر در آن دم غوطه ور در خون خود بود نوازش های مولا کرد احساس دو دست مه به روی دست خورشید غروب آفتابش دید عباس @hosenih مه هاشم اباالفضل دلاور علمدار و سپه دار و وفا دار فراتر هاست معنایش به دوران جهانگیر و جهانبخش و جهاندار یلی کز رزم او مبهوت گردند یلانی همچو سام و گیو و بهمن به درگاهش چو خدمتکار و نوکر یلانی همچو سهراب و تهمتن هماره روضه اش بس جانگداز است جواد این شعر از روی خوش عهدیست به هر جا روضه ی سقا شنیدی بمان آنجا که رد پای مهدیست ⏹ © اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
بسم ‌الله الرحمن الرحیم ▶️ هرکس که در معامله با دوست غم خرید حتی اگر زیاد خریده ست ، کم خرید قبل از الست بود که ما گریه کن شدیم ما را برای روضه ی خود در عدم خرید @hosenih اصلا دلیل خلقت ما نوکری اوست این شد که در دل همه ی ما حرم خرید گفتیم روسیاهی ما را نمی خرد دیدیم از قضا همه را با کرم خرید قیمت گرفته بود دل رو سیاه ما وقتی حسین میوه گندیده هم خرید یک قطره اشک شافع روز قیامت است ما را حسین فاطمه با این رقم خرید @hosenih در استکان ساده چرا چای می خوریم؟ باید برای مجلس او جام جم خرید خواهیم دید روز قیامت که فاطمه یک قوم را به نرخ دو دست قلم خرید ⏹ © اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
بسم ‌الله الرحمن الرحیم ▶️ غیرتش بی مَثَل و فوق بشر خوانده شود خیمه ها امن و امان است! سپر خوانده شود @hosenih چه علمدارِ رشیدی! چه یلِ صف شکنی جَنَمش بس علوی بود! «جگر» خوانده شود رزم او خیره کننده ست! فقط باید از- خط به خطِ رجَزش مرد خطر خوانده شود با لبِ تشنه، لبِ علقمه از آب گذشت باید استاد ادب! اصلِ هنر خوانده شود شد أبالفضل(ع) که بی واسطه حاجت بدهد هر چه از او برسد درّ و گوهر خوانده شود با وفا بود و گذشت از خود و در کرب و بلا خوش درخشید و بگویید قمر خوانده شود ¤ روز جمعه ست! بیا منتقم خون حسین(ع) تا «ظهورِ تو» به عنوانِ خبر خوانده شود @hosenih قول دادی که سراسیمه بیایی! هرجا... روضۂ حضرتِ عباس(ع) اگر خوانده شود! ⏹ © اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
بسم ‌الله الرحمن الرحیم ▶️ عمریست مهرت جا در این دلها گرفته دستان ما را مادرت ، زهرا گرفته از روز اول گریه کن های شمائیم قطره همیشه دامن دریا گرفته @hosenih شکر خدا ما سینه زنهای حسینیم در زیر پرچم نوکری معنا گرفته باب الحوائج حضرت باب الحسین است با لطف او شور حسینی پا گرفته ما دامن باب الحوائج را گرفتیم تا مشکلی در کارمان بالا گرفته دارد تعلق به همه، که اَرمنی ها حتی مسیحی حاجت از آقا گرفته پس خوش به حال هر که شد عبد ابالفضل هر که مُراد از حضرت سقا گرفته @hosenih هر کس که می گیرد برات کربلا را رفته است قبلش علقمه امضا گرفته جز این نبوده نوکرش هر چه بخواهد از حضرت عباس تاسوعا گرفته ⏹ © اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
بسم ‌الله الرحمن الرحیم ▶️ اینجا رسیدم تا عزایت را بگیرم از دستِ سرنیزه لوایت را بگیرم حالا بجای اینکه دستم را بگیری باید که زیر کتفهایت را بگیرم @hosenih زود آمدم از دستِ آن مردِ حرامی تا بیرقِ کرببلایت را بگیرم شرمنده‌ام شرمنده‌ای ، آخر رسیدم شاید جلویِ های‌هایت را بگیرم دیگر عبایی نیست جانی نیست با من ماندم چگونه دست و پایت را بگیرم خیلی خجالت می‌کشم از بچه‌هایم ای کاش می‌مردم که جایت را بگیرم گفتی برادر ، نیزه اما حنجرت دوخت زود آمدم اَدرِک اَخایَت را بگیرم قدر سپاهی غارتت کردند ای وای... از دستِ که خوود و ردایت را بگیرم؟ از قدّ و بالایت چرا اینقدر رفته حالا چگونه جای جایت را بگیرم @hosenih هرجا که دستی می‌زنم می‌ریزد ای‌وای من مانده‌ام تا که کجایت را بگیرم چشمان تو بَس بود ناموسم نلرزد  کاش از سه‌شعبه چشمهایت را بگیرم ⏹ © اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
بسم الله الرحمن الرحيم یا امیرالمومنین(ع) ▶️ در شادی و غم هم از علی می‌گویم در موسم ماتم از علی می‌گویم @hosenih مقصودِ حسین هم علی بود علی پس ماه محرم از علی میگویم ⏹ © اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
بسم ‌الله الرحمن الرحیم ▶️ یا غیاث المستغیثین کاشف الکرب الحسین با تو دارم عهد دیرین کاشف الکرب الحسین ای برایم عشق تو دین کاشف الکرب الحسین زندگی شد با تو شیرین کاشف الکرب الحسین رحمت ِ الله ، بر شیر حلال مادرم شکر حق ساعت به ساعت من ابالفضلی ترم ای مسیحای مسیحا معجزاتت محشر است هر که بر آقایی ات ایمان ندارد کافر است بین اصحاب الحسین شأن تو چیزی دیگر است آبِ دور قبر تو از آب زمزم بهتر است آبْ هزار و چهارصد سال است سرگردان توست غرق دریای وفا و غیرت و ایمان توست @hosenih سیدی هستم گدای روز و ماه و سال تو ماه من یک عمر کارم گشته استهلال تو من همان هستم که مستم می کند تمثال تو گریه بر تو مال من ، من هر چه دارم مال تو گریه بر تو، گریه بر داغ حسین فاطمه است روضهٔ گودال اصلا ابتدایش علقمه است این زمانه ناگهان با کوفیان هم دست شد دست دشمن باز شد تا جسم تو بی دست شد پای کوبان لشکری ، از حال و روزت مست شد دوره ات کردند لشکر هر مفر ، بن بست شد کینه ها از مرتضی داده چه کاری دست تو آه عجب تیری نشسته بین چشم مست تو ابن ملجم با عمودی فرق حیدر را شکست بشکند دستش الهی ، بی هوا سر را شکست هلهله ها حرمت سردار لشکر را شکست این زمین خوردن دوباره قلب مادر را شکست مشک پاره پاره سیرت کرد از این زندگی بر زمین افتاد علم ، مُردی تو از شرمندگی یک طرف زهرای اطهر بر سر و سینه زنان یک طرف آقا نشسته پای جسمت قد کمان یک طرف آسوده خاطر ، حرمله، شمر و سنان یک طرف چشم انتظاریِ رباب نیمه جان یک طرف از ترس می پیچد به خود صاحب علم یعنی آقا زنده می ماند که برگردد حرم @hosenih از حرم تا علقمه آقا تو را می زد صدا آه در آن هلهله ، زهرا تو را می زد صدا با پیمبر از نجف ، مولا تو را می زد صدا دل پریشان زینب کبری ، تو را می زد صدا آه سرلشکر بمان ، اوضاع لشکر خوب نیست حضرت باب الحوائج حال خواهر خوب نیست ذکر آقا می شود هل من معین بی تو ، نرو شاهزاده می شود ویران نشین بی تو نرو سنگ باران می شود ناموس دین بی تو نرو می خورد در کوچه ها زینب زمین بی تو نرو تو نباشی بی حیایی ها فراوان می شود با حرم برخورد مانند کنیزان می شود ⏹ © اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
بسم ‌الله الرحمن الرحیم ▶️ از نفس افتاد تا آرام ِ جان در علقمه ایستاد و بر سرِ خود زد زمان در علقمه مَشک گریان و علَم افتاد بر خاک و چطور با لبِ تشنه؛ زمین خورد آسمان در علقمه @hosenih تیرها چشمش زدند و حضرت ماهِ حرم غرقِ خون افتاد از تاب و توان در علقمه در هم-آغوشیِ زخم نیزه ها جا مانده بود هم برادر، هم عمویی مهربان در علقمه بغض کرد و تیر خورد و جرعه ای لب تر نکرد یاد شش ماهه! به یاد کودکان در علقمه تکّه تکّه «کاشف ٱلکربِ» حرم تکثیر شد روی خاک کربلا، شد بی نشان در علقمه داشت می آمد ولی افتاد چندین مرتبه سید و سالارمان، شد ناتوان در علقمه @hosenih از فشارِ «إنکسار» و از غم ِ «أدرک أخا» حضرت ارباب شد قامت کمان در علقمه گریه میکرد و گمانم داشت پیش از قتلگاه- با صدای خنده ها، می داد جان در علقمه! ⏹ © اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
شب نهم _محسن حنیفی.mp3
زمان: حجم: 5.17M
🔰 🔰 🌴صلی الله علیک یا اباعبدالله الحسین(ع) 🌴 🏴 روضه محرم 🏴 حجت الاسلام محرم۹۹ https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆 مادحین گرامی، پیشنهاد می کنیم حتما قبل از مراسم امشب، این فایل ۱۱ دقیقه ای را گوش دهید. التماس دعای فرج