#حضرت_عباس_ع_شهادت
جان عمو! برای حرم، فکر آب کن
رفع عطش، ز عترت "ختمیمآب" کن
سقّای تشنگان حریم خدا تویی
از بهر تشنگان حرم، فکر آب کن
ای یادگار فاتح خیبر! عنایتی
راه شریعه بسته بُوَد، فتح باب کن
هرگز مباد از سرِ ما، سایهی تو کم!
«یا رب! دعای خستهدلان مستجاب کن»
در خیمهها ز تشنگی افتاده انقلاب
خامُش ز آب، آتش این انقلاب کن
چشمم به دست توست که دست خدا بُوَد
دستم به دامنت، هله! پا در رکاب کن
اصغر فسردهحال، به دامان مادر است
رحمی به جان اصغر و حال رباب کن
گر لحظهای دگر نرسد آب در حرم
اصغر ز دست میرود، اینک شتاب کن
یا از فرات، جرعهی آبی به او رسان
یا طفل شیرخوارهی ما را به خواب کن
بِسْرود این سروده "مویّد"، به اشک و آه
او را ز بندگانِ درِ خود حساب کن
✍مرحوم #سیدرضا_مؤید
📝 #اشعار_آیینی_حسینیه | عضو شوید👇
↳ https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
#حضرت_عباس_ع_شهادت
دو چشم مست تو وقتی به ما نگاه انداخت
بساط گریهی ما را دوباره راه انداخت
گریز روضه به عباس خورد و مرثیهخوان
شرار شعلهی غم را به کوه کاه انداخت
رسید روضه به آنجا که آب شد نایاب
شکست بغض و نفس را به چنگ آه انداخت
عطش که شرم نمیکرد، تیر خواهش را
به سوی حنجر اطفال بی پناه انداخت
به ما سپرد عطش را، خودش به علقمه رفت
گرفت مشک و علم را به دوش ماه انداخت
به سمت علقمه آمد علیتبار یلی
که مرگ را چه سراسیمه در سپاه انداخت
به هر طرف که روان شد، گریختند از او
هراس را به دل خلق رو سیاه انداخت
چنان شبیه علی ضربه زد که دشمن را
میان ساقی و سقا به اشتباه انداخت
نخورد آب که او را زلال آب فرات
به یاد اصغر معصوم بیگناه انداخت
دریغ و درد عمودی رسید و یوسف را
از اوج ماه گرفت و به قعر چاه انداخت
امان از آن دم تلخی که گفت اخا ادرک
نگاه ملتمسش را به خیمهگاه انداخت
✍ #حسن_شیرزاد
📝 #اشعار_آیینی_حسینیه | عضو شوید👇
↳ https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
#حضرت_عباس_ع_مدح
گفتم ابوفاضل نوشتم یا اباالفضل
دیدم دلم ره میسپارد تا ایاالفضل
حرف از می و پیمانه و ساقیست یعنی
باید در این میخانه باشم با اباالفضل
خاکم ولی ناچیز نه، زیرا نرفتم
زیر قدمهای کسی الا اباالفضل
گفتند و خواندیم و شنیدیم و ندیدیم
سقا فرات است و خود دریا اباالفضل
تا یاد دارم دلبر و دلدارم او بود
دیروز او امروز او فردا اباالفصل
در قبرم آن پایین دلم قرص است زیرا
دارد مرا میبیند آن بالا اباالفضل
عمری برایش نوکری کردم، یقیناً
پروندهام را میزند امضا اباالفضل
✍ #محسن_ناصحی
📝 #اشعار_آیینی_حسینیه | عضو شوید👇
↳ https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
#امام_حسین_ع_شهادت
#حضرت_زینب_س_مصائب
خوشا به درگهِ شاهِ کرَم فقیر شدن
خوشا غلامِ سراپردهی امیر شدن
مرورِ مقتلِ خونبارِ سیدالشهدا
برای عاشق یعنی: ز عمر سیر شدن
گلوی کودکِ ششماهه میزند فریاد :
به راهِ عشق، خوشا همنشینِ تیر شدن
دوباره صحبتِ روضهست... روضهی گودال
دوباره حرفِ «هلال» است و نقلِ دیر شدن
کرامتِ ابدی و همیشگی یعنی:
به «خاتم»ی تهِ گودال دستگیر شدن
به این روند مَلَک گریه میکند شب و روز:
ز «صدرِ مصطفوی» راهیِ «حصیر» شدن...
امان ز ظلم و ستم... اوجِ بزدلی ایناست:
به محضِ رحلتِ شیرِ قبیله، شیر شدن!
غروبِ واقعه شد مبدأ تناقضها
عقیلة العرب و اینچنین اسیر شدن؟؟
برای زینبِ کبری غمِ بزرگی بود
اسیر بودن و با شمر، هممسیر شدن
شکست قامتِ زینب... سفید شد مویش
کجاست منکرِ «در نصفِ روز پیر شدن»؟؟
✍ #جواد_بنی_اسدی
📝 #اشعار_آیینی_حسینیه | عضو شوید👇
↳ https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
#حضرت_عباس_ع_شهادت
#خاطرات_کودکی
مادران ما اگر از فضل تو دَم میزدند
آش نذری تو را با گریهها هم میزدند
بچههامان بین هیئت حال بازی داشتند
روز تاسوعا ولی زنجیر محکم میزدند
تا علَم میآمد و بوی محرم میوزید
ارمنیها هم سرِ هر خانه پرچم میزدند
جرعهای از چاییِ این روضه هم مشگلگشاست
اهل سقاخانه دستِ رد به زمزم میزدند
بوی اسفندِ عزا و دستهها میآمد و...
روی سنجِ سینه و بر طبلِ قلبم میزدند
شب به پا رفتیم و برگشتیم بر دوش پدر
بین روضه چشمها در خواب شبنم میزدند
مجلس اُمالبَنین بودیم، زهرا هم رسید
روضهی عباس بود و ناله باهم میزدند
::
خوش قد و بالا! نگفتم اینقدر زیبا مرو؟
شور چشمان تیرها را نامنظم میزدند
تیر بر تو میزدند و دادِ آن را میزدم
داد وقتی میزدم، با نیزه درهَم میزدند
از تنِ پاشیدهات هم آن جماعت ترس داشت
تیغها دورِ تنِ تو حلقه کمکم میزدند
این طرف شاهِ نجف، بالاسرت هم مادرم
از غمِ اُمالبَنین بر سینهی غم میزدند
از حرم تا علقمه فریاد زینب میرسید
بچهها را بیمروّتها که از دَم میزدند
✍ #حسن_لطفی
📝 #اشعار_آیینی_حسینیه | عضو شوید👇
↳ https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
#حضرت_عباس_ع_شهادت
ماه در جزر و مد آب چه حیران شده است
رفته بر ساحل دریا و پریشان شده است
کفی از آب قرار است چه با او بکند
که غمش در وسط دست نمایان شده است
چارده قرن پس از مشکبهدوشی را دید
که غمش ابرترین چشمهی باران شده است
دید این نقطه چه بین الحرمینی برپاست
که بیابان همه یکدست خیابان شده است
دید امروز اگر آب شد از بی آبی
قرنها آب رساندهست و غمش نان شده است
دید در خیمه جوانها همه شب میبینند
یا ابالفضل، دم پیرغلامان شده است
همهی سال مسیحیست ولی تاسوعا
ارمنی آمده، یک روز مسلمان شده است
همه را دید و کفی آب به دریا پاشید
روضه خوان حرف نزد، خیره به لیوان شده است...
✍ #محسن_ناصحی
📝 #اشعار_آیینی_حسینیه | عضو شوید👇
↳ https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
#حضرت_عباس_ع_شهادت
علقمه گفتم و دیدم دلم از پا افتاد
یاد لبهای علی اصغر و دریا افتاد
علقمه گفتم و دیدم که سواری بی دست
تیر آنقدر به او خورد که از نا افتاد
علقمه گفتم و دیدم که عمودی آمد
ناگهان در وسط معرکه سقا افتاد
شیری افتاد ز پا و همگی شیر شدند
گذر گرگ به آهوی حرمها افتاد
وسط این همه سرنیزه و شمشیر و سنان
ناگهان چشم علمدار به زهرا افتاد
روضهی دست بریده وسط علقمه بود
روضهخوان دست بدون رمق فاطمه بود
✍ #محسن_عرب_خالقی
📝 #اشعار_آیینی_حسینیه | عضو شوید👇
↳ https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
#امام_زمان_عج_مناجات_محرمی #شب_نهم
به بزم ماتم جدّت، بیا اباصالح
شده محرّم جدّت، بیا اباصالح
شعار صبح ظهور تو یالثارات است
به زیر پرچم جدّت، بیا اباصالح
به اشک چشم محبان سیدالشهدا
که ریخت در غم جدّت، بیا اباصالح
هنوز خون گلوی حسین میجوشد
به حُرمت دَم جدّت، بیا اباصالح
چقدر خجلت بابا ز کودکش سخت است
به اشک نم نم جدّت، بیا اباصالح
به لحظهای که به زانو، کشان کشان آمد
کنار علقمه جدّت، بیا اباصالح
نوای " انکسر ظهری " اَش به گوش آید
به قامت خم جدّت، بیا اباصالح
قسم به غربت شیب الخضیب کرببلا
به ذبح اعظم جدّت، بیا اباصالح
به جا به جا شدن آیههای یک سوره
به جسم درهم جدّت، بیا اباصالح
یکی لباس تنش برده و یکی دیگر
ربوده خاتم جدّت، بیا اباصالح
دعای آخر او در میان گودالی
نموده زَمـزمَه جدّت: بیا اباصالح
✍ #محمود_مربوبی
📝 #اشعار_آیینی_حسینیه | عضو شوید👇
↳ https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
#امام_زمان_عج_مناجات_محرمی #روز_تاسوعا #شب_نهم #تاسوعا
هر قدر میخواهد این دل، این دلِ تنها تو را
در عوض هرگز نمیخواهد دمی دنیا تو را !
خاكِ عالم بر سرِ دنیا، كه چشمِ دوستان
جست و جو باید كند در سینهی صحرا تو را
تو خودت مشتاق هستی میهمانِ ما شوی
لیک میراند گناه از خانههای ما تو را
روز، روزِ توست، چون روزِ عمویِ توست، آه
كم نخواهد داشت هرگز روزِ تاسوعا تو را
گرچه میگویند هستی در تمامِ روضهها
بیشتر حس میكنم در روضهی سقّا تو را
دستهایم را دخیلِ دستِ آقایی كنم
كه خبر داده است از حاجاتِ نوكرها تو را
با دَمِ "ای ساقی لبتشنگان" خواهیم خواند
در عزایِ ساقیِ لبتشنگان، آقا تو را
✍ #محمدعلی_بیابانی
📝 #اشعار_آیینی_حسینیه | عضو شوید👇
↳ https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
#حضرت_عباس_ع_مدح_و_شهادت
نه در توصیف شاعرها، نه در آواز عشاقی
تو افزونتر از اندیشه، فراوانتر از اغراقی
وفاداری و شیدایی، علمداری و سقایی
ندارند این صفتها جز تو دیگر هیچ مصداقی
به خوبی تو حتی معترف بودند بدخواهان
یزید آنجا که میگوید «الا یا ایها الساقی»
تمام کودکان معراج را توصیف میکردند
مگر پیداست از بالای دوش تو چه آفاقی؟
چنان رفتی که حتی سایهات از رفتنت جا ماند
رکاب از هم گسست از بس برای مرگ مشتاقی
فرار از تو فراری میشود در عرصۀ میدان
چنان رفتی که بعد از آن بخوانندت هوالباقی
بدون دست میآیی و از دستت گریزانند
پر از زخمی هنوز اما برای جنگ قبراقی
::
به سوی خیمهها یا «عُدّتی فی شِدّتی» برگرد
که تو بیمشک سقّایی، که تو بیدست رزّاقی
شنیدم بغض بیگریه به آتش میکشد جان را
بماند باقی روضه درون سینهام باقی
✍ #سیدحمیدرضا_برقعی
📝 #اشعار_آیینی_حسینیه | عضو شوید👇
↳ https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
#شعر_پایداری #محرم_حماسی
#شعر_حماسی #شهادت
از جان خویش صرف نظر کردهایم ما
خود را برای دوست سپر کردهایم ما
دست دعای عمهی سادات پشت ماست
احساس میکنیم نظرکردهایم ما
عمریست آیههای جهاد و قیام را
در مکتب حسین ز بر کردهایم ما
از سمت و سوی کرب و بلا چون نسیم صبح
هر روز تا به شام گذر کردهایم ما
این روزهای سرد زمستان شام را
با عشق زینب است که سر کردهایم ما
با اسم رمز حضرت عباس بین رزم
صفهای خصم زیر و زبر کردهایم ما
این چشمهای منتظر تیغ و تیر را
با روضههای علقمه تر کردهایم ما
ما چون حسین عازم کوی شهادتیم
از مرگ بیمصاف حذر کردهایم ما
✍ #سیدعلیرضا_شفیعی
📝 #اشعار_آیینی_حسینیه | عضو شوید👇
↳ https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
#حضرت_عباس_ع_شهادت
شدهست سهم فرات از خجالت آب شدن
عطش چشیدن و از تشنگی عذاب شدن
ابوالفضائل این خانواده شرمندهست
شدهست سهم جگرها فقط کباب شدن
عجب مقام رفیعی، که منحصر در اوست
شهیدِ العطش کودک رباب شدن
به شأن او شهدا رشک بیحساب برند
به رتبهی "پسر فاطمه" خطاب شدن
امانِ اهل زمین را امان نیازی نیست
خوشا برای علمداری انتخاب شدن
محال باشد از این آستانه نومیدی
محال باشد از این آستان، جواب شدن
کفیل حوریهها بوده است یعنی که
برای فاطمیات حرم حجاب شدن
دعا کند که شود پیشمرگ زینبها
دو دست، فدیه کند وقت مستجاب شدن
خبر برای رقیه رسیده از چشمش
رواق آینه در معرض خراب شدن
گمان که عاقبت روی ماه او این است
عمود خوردن و در صحنِ عرش، قاب شدن
نجف برای عزا آمده کنار تنش
برای زائر دستان آن جناب شدن ...
✍ #محسن_حنیفی
📝 #اشعار_آیینی_حسینیه | عضو شوید👇
↳ https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e