eitaa logo
اشعار آیینی حسینیه
49.5هزار دنبال‌کننده
1.4هزار عکس
408 ویدیو
29 فایل
آدرس اینترنتی پایگاه حسینیه(مرجع تخصصی هیأت) http://hosseinieh.net آیدی خادم کانال: @addmin_roze کانال دوبیتی و رباعی: 👉 @dobeity_robaey فروشگاه حرز و انگشتر: 👉 @galery_rayan با کمالِ احترام، تبادل‌ و‌ تبلیغ #نداریم🙏🌹
مشاهده در ایتا
دانلود
از جان خویش صرف نظر کرده‌ایم ما خود را برای دوست سپر کرده‌ایم ما دست دعای عمه‌ی سادات پشت ماست احساس می‌کنیم نظرکرده‌ایم ما عمری‌ست آیه‌های جهاد و قیام را در مکتب حسین ز بر کرده‌ایم ما از سمت و سوی کرب و بلا چون نسیم صبح هر روز تا به شام گذر کرده‌ایم ما این روزهای سرد زمستان شام را با عشق زینب است که سر کرده‌ایم ما با اسم رمز حضرت عباس بین رزم صف‌های خصم زیر و زبر کرده‌ایم ما این چشم‌های منتظر تیغ و تیر را با روضه‌های علقمه تر کرده‌ایم ما ما چون حسین عازم کوی شهادتیم از مرگ بی‌مصاف حذر کرده‌ایم ما ✍ 📝 | عضو شوید👇 ↳ https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
شده‌ست سهم فرات از خجالت آب شدن عطش چشیدن و از تشنگی عذاب شدن ابوالفضائل این خانواده شرمنده‌ست شده‌ست سهم جگرها فقط کباب شدن عجب مقام رفیعی، که منحصر در اوست شهیدِ العطش کودک رباب شدن به شأن او شهدا رشک بی‌حساب برند به رتبه‌ی "پسر فاطمه" خطاب شدن امانِ اهل زمین را امان نیازی نیست خوشا برای علمداری انتخاب شدن محال باشد از این آستانه نومیدی محال باشد از این آستان، جواب شدن کفیل حوریه‌ها بوده است یعنی که برای فاطمیات حرم حجاب شدن دعا کند که شود پیش‌مرگ زینب‌ها دو دست، فدیه کند وقت مستجاب شدن خبر برای رقیه رسیده از چشمش رواق آینه در معرض خراب شدن گمان که عاقبت روی ماه او این است عمود خوردن و در صحنِ عرش، قاب شدن نجف برای عزا آمده کنار تنش برای زائر دستان آن جناب شدن ... ✍ 📝 | عضو شوید👇 ↳ https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
گمگشته‌ام در این راه، أینَ بَقیةَ الله از سینه می‌کشم آه، أینَ بَقیةَ الله رفتیم تا که از دست، خوردیم تا به بن‌بست گفتیم گاه و بیگاه، أینَ بَقیةَ الله در روضه‌های ارباب، ما غصه‌دار و بی‌تاب گفتیم ناخودآگاه، أینَ بَقیةَ الله ما اشتباه کردیم، از بس گناه کردیم افتاده‌ایم در چاه، أینَ بَقیةَ الله هستیم ما یتیمش، از دامن کریمش دستان ماست کوتاه، أینَ بَقیةَ الله تنها برای حاجت کردیم ما شکایت بودیم ما چه خودخواه، أینَ بَقیةَ الله در روضه‌های سقا، شد ذکر نوحه‌ی ما وقت مصیبت ماه، أینَ بَقیةَ الله امروز بی‌قرار است، بی‌تاب و غصه‌دار است در این فغان جانکاه، أینَ بَقیةَ الله بی دست شد اباالفضل، تا دست من بگیرد هر روز و شب در این ماه، أینَ بَقیةَ الله ای نوکران عباس! گریه کنان عباس! گویید غرق در آه، أینَ بَقیةَ الله گر بغض در گلویید، سینه‌زنان بگویید أینَ بَقیةَ الله؟ أینَ بَقیةَ الله؟ ✍ 📝 | عضو شوید👇 ↳ https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
تا که ز عشق حسین، دم همه دم می‌زنی خطْ خطِ دیوان عشق را تو قلم می‌زنی دم همه‌جا از حسن، شاه کرم می‌زنی لرزه بگیرد عدو، تا تو عَلَم می‌زنی جعفر طیّار یا حمزه‌ی نام‌آوری یا که تداعی‌گرِ خندقی و خیبری یا حسنی در جمل، یا که خودِ حیدری کآن همه تصویر را باز رقم می‌زنی بودنِ تو نعمتی‌ست در حرم بوتراب نه خبر از واهمه، نه خبر از اضطراب با دل خوش می‌رود، طفل سه ساله به خواب تا تو قدم نیمه‌شب، دور حرم می‌زنی کیست همآوردِ او، زان همه از قبل و بعد سرعت او مثل باد، غُرِّش او مثل رعد حدِّ خودت را بدان، لاف نزن ابن سعد پیشِ قمر با چه رو حرف جنم می‌زنی؟! ای سخنت تالیِ نُطقِ فصیح علی صحبتِ تمجيدِ توست، حرف صریحِ علی تیغِ تو یکدم ولی، ضربه شبیه علی خصم گمان می‌کند تیغِ دو دم می‌زنی وای بگیری اگر اذنِ جهاد از امام با دمِ یا فاطمه تیغ کشی از نیام نه که فقط کوفه و نه فقط اُردوی شام بر، سَندِ هر دوتا مُهرِ عدم می‌زنی با رجز و خطبه و با دمِ تکبیر، نه با سپر و نیزه و با نوک شمشیر، نه با هنر رزمی و با غضب تیر، نه قاعده‌ی جنگ با، اخم به هم می‌زنی ای که ضمیرت زلال، ای که زوالت محال وقتِ رجز خوانی‌ات، دشمنِ تو لالِ لال مثل علی بی‌نظیر، وقت جدال و قتال با چه شکوهی به خاک، پشت ستم می‌زنی ✍ 📝 | عضو شوید👇 ↳ https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
امشب همه هستیم مهمان عمو جانت اُنظُر اِلَینا -ریزه خواران عموجانت- چیزی که از تو کم نخواهد شد اگر امشب احسان کنی از جنس احسان عموجانت ریز و درشت اینجا طرفدار ابوالفضل‌اند ایران اسلامی‌ست ایران عموجانت عمری فدایی‌های اولاد علی هستیم عالم به قربان تو، قربان عمو جانت قدری نصیب و روزی این جمع عاشق کن از غیرت همواره جوشان عموجانت شرمنده‌ایم از محضرت؛ پیمان‌مان با تو هرگز نبود از جنس پیمان عموجانت برگرد دیگر التماست می‌کنیم آقا برگرد دیگر منتقم جان عموجانت در روضه امشب با تو حالی مشترک داریم هستیم مثل تو پریشان عموجانت از روضه‌خوان‌ها مطمئناً بر نمی‌آید باید تو باشی مرثیه‌خوان عموجانت :: وقتی که رفتی علقمه، آن تیر سوزان را بیرون بکش از چشم گریان عموجانت دست سنان و شمر و خولی بعد از این باز است بر خاک افتاده‌ست دستان عموجانت ✍ 📝 | عضو شوید👇 ↳ https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
ای گیسوی هماره پریشان کربلا ای چشمه‌ی همیشه خروشان کربلا با ما بگوچه ديده‌اي اي خون گريسته! در سرخي عقيق سليمان كربلا هر یک فراز ناحیه صد مقتل آتش است از اعظم مراثی دیوان کربلا گفتی لَاَنْدُبَنَّکَ یا جدّی الغَریب! گفتی که جان فدای تو اي جان کربلا! آب خوش از گلوی تو پایین نمی‌رود با یاد خشکی لب عطشان کربلا آه از دمي كه لشكر اعدا نكرد شرم كردند رو به خيمه‌ی سلطان كربلا صفین اگر که مصحف قرآن به نیزه دید بر نیزه رفت قاری قرآن کربلا ✍ 📝 | عضو شوید👇 ↳ @hosseinieh_net
در صف کرببلا، جان جهان را کشتند  سببِ خلقتِ پیدا و نهان را کشتند یک جهان اهرمن از کین، به هواى زر و سیم جمع گردیده، سلیمانِ زمان را کشتند مردمى سفله و نامرد به دستور یزید روح مردانگى و عدل و امان را کشتند گردباد ستم انگیخته از هر طرفى شمع پرتوفکن کون و مکان را کشتند ره باطل بگزیدند و به نیرنگ و ستم آن ز حق بی‌خبران، حق‌طلبان را کشتند قامتِ پیرِ فلک خم شد از این داغ گران که على‌اکبر و عبّاس جوان را کشتند آه از آن قوم مسلمان که پىِ خواهش نفس پسرِ دخترِ پیغمبرشان را کشتند! عالمى سوخت از این غم که در آغوش پدر کودک تشنه‌ی بی تاب و توان را کشتند حرم محترمش را به اسارت بردند بعد از آنی که همه پیر و جوان را کشتند دلش آغشته به خون است "مؤید" زین غم که به صحراى بلا، جان جهان را کشتند ✍مرحوم 📝 | عضو شوید👇 ↳ https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
ظاهرش اشک است اما باطن آن گوهر است پس خوشا چشمی که  پایِ این مصیبت‌ها تر است گریه یعنی غیر این بیرق ندارم مأمنی گریه یعنی باز هم یک بی‌نوا پشت در است اشک‌هایم را امانت می‌دهم دست خودش اشک‌هایی که تمام ثروتم در محشر است ابر و باد و ماه و خورشید و فلک سینه‌زنند خوش به حال هر که جزءِ این سیاهی‌لشکر است راه در خلوت‌سرای او ندارد هر کسی بیشتر می‌سوزد اینجا هر کسی عاشق‌تر است من چه از خود داشتم؟ زهرا به من داد آبرو بانیِ این اشک‌ها، این نوکری‌ها مادر است ما همه عبدیم، عبدِ بچه‌های فاطمه پادشاهی مختصِ ایل و تبارِ حیدر است در دلِ گودال هم آقای کل عالم است این سرِ بر نیزه‌رفته از همه عالم سر است ای که از حالا به فکر اربعینی! غم مخور! مادر سادات فکر کربلای نوکر است :: :: باز هم حرف سنان و روضه‌ی گودال شد روضه از جسمی که در خونِ خودش غوطه‌ور است چشم‌هایش نیمه‌باز و تکیه‌اش بر نیزه‌هاست بیشتر از هر چه فکرِ بی کسیِ خواهر است یک نفر آمد که در گودال سیرابش کند دیر آمد...دیر... دیگر لحظه‌های آخر است شمر! دستت بشکند، کمتر بچرخان نیزه را این گلوی پاره جایِ بوسه‌ی پیغمبر است چیزی از پیکر نمانده، آه! اما ساربان چشمِ نحسش در پیِ دزدیدن انگشتر است ✍ 📝 | عضو شوید👇 ↳ https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
آن شب که بود فرصت سبز دعا فقط گل کرد در قنوت شما ربّنا فقط تابیده بود عشق به دل‌ها و می‌وزید عطر زلال نافله از خیمه‌ها فقط وقتی نسیمِ گُل‌نَفَسی‌های او وزید پر شد فضای خیمه ز بوی خدا فقط پرسید: می‌روید اگر؟ وقت رفتن است! کوتاه بود پاسختان: ها! کجا؟ فقط «کامل عیار سنگ محک خورده‌ایم ما آغوشمان گشوده به روی بلا فقط پولادِ آبدیدۀ ما را توان گداخت در التهاب حسرت یا لیتنا فقط» بی‌رنگ می‌شدید در آن آزمون سرخ من‌هایتان گرفت از او رنگ ما فقط باور نداشتید اگر عشق را، چرا برداشتند پرده ز چشم شما فقط؟ روزی که آه شیونیان شور خاک داشت زد خیمه گل‌خروش شما در فضا فقط یک کاروان دلید ولی روی نیزه‌هاست سرهایتان در این سفر از هم جدا فقط منظومۀ بلند شهادت سرودنی‌ست با حنجر بریده سر نیزه‌ها فقط زنجیرۀ قیام تو را امتداد داد زینب به حلقه حلقۀ دام بلا فقط بر روی نی چو دید گل‌افشانی تو گفت: می‌خواهد این بهار شکوه تو را فقط از حر مجال شرم گرفته‌ست خنده‌ات یعنی که از تو شِکوِه ندارم، بیا فقط روزی که عشق و عاطفه تاراج می‌شدند سهم تو بود پاره‌ای از بوریا فقط افزون‌تری ز حوصلۀ ما، هزار حیف از تو اگر که داغ بماند به جا فقط قادر به وصف شأنِ اَبَرمردیِ تو نیست: غیرت فقط، گذشت فقط، ابتلا فقط بر قامت شکوه شما قد نمی‌دهد عزت فقط، حماسه فقط، مرحبا فقط گم می‌شود خروش بلند رهایی‌ات در لابه‌لای همهمه و هوی و ها فقط دردا که دشمنان تو را شاد کرده است چون و چرای خیل مسلمان‌نما فقط تا کعبه را مباد که «بیت الصَّنم» کنند باید به این «هُبَل‌زدگان» گفت: «لا» فقط ای از زمان همیشه فراتر که مانده است از تو به یاد، خاطرۀ کربلا فقط هر شعر در رثای تو گفتیم نارساست ای خطبۀ حماسی سُرخت رسا فقط گیرم که ماجرای شما را رقم زدند روز اَلَست با قلم ابتلا، فقط ما را به عمق فاجعه هرگز نمی‌برند دردا و وامصیبت و واویلتا فقط تو مرگ را به سُخره گرفتی کجا رواست تا نام تو خلاصه شود در عزا فقط؟ خون بود و داغ بود و عطش بود و شعله بود امّا نبود این همۀ ماجرا فقط افتاده از نفس جرس، ای هم‌نفس بیا یک شیون است فاصله تا نینوا فقط او ماند و خون‌حماسۀ او ماند و عشق ماند از ما چرا به جای بماند صدا فقط؟! نازم به این قیام، که تکمیل می‌شود با انقلاب «قائم آل عبا» فقط ✍ 📝 | عضو شوید👇 ↳ https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
گفت: ای گروه! هر که ندارد هوای ما سر گیرد و برون رود از کربلای ما... تا دست و رو نشُست به خون، می‌نیافت کس راه طواف بر حرم کبریای ما این عرصه نیست جلوه‌گه روبه و گراز شیرافکن است بادیهٔ ابتلای ما همراز بزم ما نبوَد طالبان جاه بیگانه باید از دو جهان آشنای ما برگردد آنکه با هَوَس کشور آمده سر ناورد به افسر شاهی، گدای ما ما را هوای سلطنت مُلک دیگر است کاین عرصه نیست در خور فرّ همای ما یزدان ذوالجلال به خلوت‌سرای قدس آراسته‌ست بزم ضیافت برای ما... ✍مرحوم 📝 | عضو شوید👇 ↳ https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e