#امام_حسین_ع_گودال_قتلگاه
#امام_حسین_ع_روز_عاشورا
اینبار بی مقدمه از سر شروع کرد
این روضهخوان پیر از آخر شروع کرد
مقتل گشوده شد همه دیدند روضه را
از جای بوسههای پیمبر شروع کرد
از تل دوید مرثیهی قتلگاه را
از لابلای نیزه و خنجر شروع کرد
از خط به خط مقتل گودال رد شد و
با گریه از اسیری خواهر شروع کرد
اینجا چقدر چشم حرامی به خیمههاست!
طاقت نداشت، از خط دیگر شروع کرد
بر روی سر کشید عبا را و صیحه زد
از روضههای سیلی و معجر شروع کرد
برگشت، روضه را به تمامی دشت برد
از ارباً اربنِ تن اکبر شروع کرد
لبتشنه بود خیره به لیوان و... آب شد
از التهاب مشک برادر شروع کرد
هی دست را شبیه به یک گاهواره کرد
از لای لایِ مادر اصغر شروع کرد
تیر از گلوی کودک من در بیاورید!
هی خواند و گریه کرد و مکرر شروع کرد
غش کرد روضهخوان نفسش با شماره شد
مدّاحی از کنارهی منبر شروع کرد:
ای تشنهلب حسین من! ای بی کفن حسین!
دم را برای روضهی مادر شروع کرد
یک کوچه وا کنید که زهرا رسیده است
مداح بی مقدمه از در شروع کرد
- هیزم میآورند حرم را خبر کنید-
این بیت را چه مرثیهآور شروع کرد
وقتی که شعر قافیههایش تمام شد
شاعر بدون واهمه از سر شروع کرد..
✍ #محسن_ناصحی
📝 #اشعار_آیینی_حسینیه | عضو شوید👇
↳ https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
#بصیرت #استکبار_ستیزی
#اخلاقی_و_اندرز
#امام_حسین_ع_شب_عاشورا
ای که چشمَت شدهست گریان و
خورده با کربلا دلَت پیوند
گریهکُن بر غمِ حسین اما
چشم، بر شمرِ این زمانه نبند
شمرِ امروزِ جبهه را بشناس
از سَنانها دَمی نشو غافل
جهتِ خویش را مشخص کن
سمتِ حَق باید ایستاد ای دل
راهِ تاریخ را عوض کردن
در جهتگیریِ به هنگام است
روسپیدی به صِرف نیَّت نیست
رو سپیدی فقط به اقدام است
شمر، سر میبُرَد کماکان و
حرمله حملهور به اصغرهاست
خیمه دارد هنوز میسوزد
بر زمین، قطعههای اکبرهاست
آب را بستهاند، میبینی ؟
لبِ عطشان هنوز عطشان است
کربلا قِصهای قدیمی نیست
کربلا مرزِ کُفر و ایمان است
دائماً در حوادثِ دوران
سربلند و شریف باید بود
روبروی ایادیِ شیطان
مثلِ ابن عفیف باید بود
نَکُنَد در مسیرِ عشق و جنون
راهِ خود را نرفته برگردی
چون بُرِیر و حبیب و حُر و وَهَب
طرفِ حق بایستی مَردی
شبِ آخر رسید و حق برداشت
بیعتش را ز هر مسلمانی
فکر کُن امشب آن شب است ای دل
تا کجا پای یار میمانی ؟؟
✍ #وحید_اشجع
📝 #اشعار_آیینی_حسینیه | عضو شوید👇
↳ https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
#امام_حسین_ع_مناجات_محرمی
دلم گرفته و درمان آن دوای حسین است
دوای این دل بی تاب، کربلای حسین است
نوای محتشمیم و به حسرت حرمیم و
سیاه پوش غمیم و عزا عزای حسین است
اگر که رانده و خسته، اگر که مانده و بسته
علاج کار به دست گرهگشای حسین است
عجیب نیست که بر هم خورَد بساط دو عالم
جهان و هرچه در آن هست خونبهای حسین است
سرش به نیزه رها شد، و عشق سر به هوا شد
بساط گریه به پا شد، هوا هوای حسین است
اذان بگوی مؤذن، از آن بگوی مؤذن
نماز ظهر شهادت به اقتدای حسین است..
✍ #سیده_تکتم_حسینی
📝 #اشعار_آیینی_حسینیه | عضو شوید👇
↳ https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
#امام_حسین_ع_گودال_قتلگاه
#امام_حسین_ع_روز_عاشورا
افتادهای روی زمین و سر نداری
در این بیابان یک نفر یاور نداری
بیش از هزار و نهصد و پنجاه ضربه
یک جای سالم در همه پیکر ندلری
بگذار تا که جان دهم پیش تن تو
اصلاً تصور کن دگر خواهر نداری
من حاضرم با دشمنان تو بجنگم
دشمن نگوید بی کسی، لشگر نداری
در خیمهها هر کودکی چشم انتظار است
خیز و بگو عباس آور نداری
آن کهنه پیراهن به غارت رفت اما
دیگر چرا انگشت و انگشتر نداری؟!
کشته شدی؟! باشد ولی دیگر چرا نعل؟!
از ماجرای اسبها، بدتر نداری
میخواستم بوسه بگیرم از گلویت
دیر آمدم؛ دیر آمدم؛ تو سر نداری
✍ #محمدحسن_بیاتلو
📝 #اشعار_آیینی_حسینیه | عضو شوید👇
↳ https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
#امام_حسین_ع_مناجات_محرمی
حال خوبیست گرچه غم دارم
من تو را دارم و چه کم دارم
در دلم صد کتیبه اندوه است
شور اشعار محتشم دارم
از زمانی که چشم وا کردم
چشم بر بیرق و علم دارم
بر تنم رخت ماتمت، عمریست
بر لبانم حرم...حرم... دارم
دلخوشم من اگر چه روسیهم
کار با صاحب کرم دارم
همه چیزم اگر فدای تو شد
من تو را دارم و چه غم دارم؟!
✍ #سعید_تاج_محمدی
📝 #اشعار_آیینی_حسینیه | عضو شوید👇
↳ https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
#امام_حسین_ع_گودال_قتلگاه
یک نصفهروز قدر چهل سال خسته شد
زینب کنار رأس برادر شکسته شد
از دور دید، شمر کجا پا گذاشته
اینگونه شد نماز عقیله نشسته شد
میدید دسته دسته به گودال آمدند
میدید جسم دلبر خود دسته دسته شد
با نیزهای که روی گلویش گذاشتند
راه نفس کشیدن ارباب بسته شد
خیلی مسیرِ خیمه و گودال را دوید
یک نصفهروز قدر چهل سال خسته شد
✍️ #احسان_نرگسی
📝 #اشعار_آیینی_حسینیه | عضو شوید👇
↳ @hosseinieh_net
#امام_حسین_ع_گودال_قتلگاه
غمی به وسعت عالم نشسته بر جانش
تمام ناحیه خیس از دو چشم گریانش
شبیه ابر بهاری هوای ناحیه را
پر از ترنم غم کرده اشک سوزانش
سلام کرد به جدّش... سلامی از سر صدق
سلام آن که کند جان فدای جانانش
سلام کرد بر آن گونههای خاکآلود
بر آن تنی که نمودند نیزه بارانش
سلام کرد بر آن بوسهگاه نورانی
سلام آن که کند جان خویش قربانش
سلام آن که دلش زخمی مصیبتهاست
سلام آن که اگر بود کربلا، جانش،
میان طف، سپر نیزه و سنان میشد
و میسپرد به شمشیرها گریبانش...
سلام آن که اگر نینوا حضور نداشت
علیالدوام شده نالۀ فراوانش
سلام آن که سرازیر میشود هر روز
به جای اشک روان، سیل خون ز چشمانش...
✍️ #مریم_سقلاطونی
📝 #اشعار_آیینی_حسینیه | عضو شوید👇
↳ @hosseinieh_net
#امام_حسین_ع_عصر_عاشورا
نسیم تلخِ پُر از انکسار میآید
و ذوالجناح دگر بی سوار میآید
تمام فاجعه را با دو چشم خود دیده
که ناله میزند و بی قرار میآید
فقط نه کرب و بلا و مدینه و مشعر
صدای نالهای از مُستجار میآید
میان خیمهی آتش گرفته، غیر از غم
سراغ اهل حرم، اضطرار میآید
غروب با خودش انگار غربت آورده
ز سمت خیمه صدای «فرار» میآید
یکی دوید، گمان میکنم سر آورده
چقدر با عجله! از شکار میآید؟
تمام لشکر ابلیس غرق شادی بود
از این به بعد چه بر روزگار میآید؟
✍ #حسین_ایزدی
📝 #اشعار_آیینی_حسینیه | عضو شوید👇
↳ https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
#امام_حسین_ع_عصر_عاشورا
غروب بود و تنی چاک چاک در صحرا
غروب بود و تنی روی خاک در صحرا
غروب بود و روان خونِ پاک در صحرا
غروب بود و شبی ترسناک در صحرا
غروب بود و زمان هجوم و غارت بود
غروب بود و شب اول اسارت بود
بیا به روضهی قبل از غروب برگردیم
که زیر سُم نشده لاله کوب، برگردیم
نبود روی تنش سنگ و چوب، برگردیم
نداشت زخم و تنش بود خوب برگردیم
نوشتهاند مقاتل، دروغ باشد کاش
بُرید خنجر قاتل، دروغ باشد کاش
گمان کنیم که او هم زره به تن دارد
گمان کنیم که یک کهنه پیرهن دارد
که جای سالم و بی زخم در بدن دارد
گمان کنیم که این کشته هم کفن دارد
گمان کنیم که هرقدر غصه و غم هست
کنار زینب کبری هنوز مَحرم هست
چقدر روضهی جانکاه کربلا دارد
چقدر داغ جگرسوز نینوا دارد
رسیده دشمن و چشمش مگر حیا دارد
برای روضهی زینب بمیر، جا دارد
غروب بود و مقاتل که روضه خوان بودند
محارم حرمش بین ناکسان بودند
امام، ظهر به نی بود و آیه بر لب داشت
امام عصر دهم بین خیمهها تب داشت
اگرچه دختر حیدر غمی معذّب داشت
هوای معجر خود را همیشه زینب داشت
تمام دخترکان را سوار محمل کرد
برای رفتن خود گریه کرد و دل دل کرد
نداشت محرمی و مثل شمع سوسو زد
به نیزهی سر عباس خواهری رو زد
گمان کنیم که چون دست را به پهلو زد
برای خواهر ارباب، ناقه زانو زد
گذشت کرببلا، روضهها نگشته تمام
هنوز مانده مصیبت، امان، امان از شام
✍ #محسن_ناصحی
📝 #اشعار_آیینی_حسینیه | عضو شوید👇
↳ https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
#امام_حسین_ع_عصر_عاشورا
#ذوالجناح آمد ولی با خود سوارش را نداشت
بی قرار بی قرار آمد، قرارش را نداشت
سالها پا در رکاب حضرت خورشید بود
بر رکاب اما سوار کهنهکارش را نداشت
بر رکاب خود نگینِ سرخِ خاتم را ندید
بر رکاب خود نگین شاهوارش را نداشت
خوب یادش بود وقتی رهسپار جنگ شد
دشت تاب گامهای استوارش را نداشت
لحظههایی را که بی او از سفر برگشته بود
لحظههایی را که اصلاً انتظارش را نداشت
یالهایش گیسوانی غوطهور در خاک و خون
چشمهایش چشمهای که اختیارش را نداشت
اسب بی صاحب، شبیه کشتی بی ناخداست
صاحبش را، هستیاش را، اعتبارش را نداشت
پیکر خود را به خونِ آسمان آغشته کرد
طاقت دل کندن از دار و ندارش را نداشت
اسبها در قتلهگاه، آسیمه سر میتاختند
کاش شرم دیدن ایل و تبارش را نداشت
پیکری صدپاره از آوردگاه آورده بود
که حساب زخمهای بی شمارش را نداشت
کاش دُلدُل بود و دِل دِل کردنش را میشنید
لحظهای که حیدر بی ذوالفقارش را نداشت
بالهایش را همان جا باز کرد و جان سپرد
آرزویی غیر مردن در کنارش را نداشت
✍ #احمد_علوی
📝 #اشعار_آیینی_حسینیه | عضو شوید👇
↳ https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
#امام_حسین_ع_گودال_قتلگاه
ای روسیاه! دشنه به خون خدا نزن!
با تیغ کُند بر جگر مصطفی نزن
از روی این کتاب مقدس بلند شو!
پا این قدر به آیهى "قالو بلی" نزن
این کشتهی فتاده به هامون، عزیز ماست
طعنه به یادگار شه لافتی مزن
این تشنه، دست شسته ز جان بعد اکبرش
این ضربهی دوازدهم را بیا نزن
یک چند لحظه صبر کن ای خصم سنگ دل
در پیش چشم فاطمه این ضربه را نزن
این زخمها بس است برای شهادتش
آن تیغ کُند را تو دگر از قفا نزن
از این عزیز پیرهنش را جدا مکن
آتش به قلب مضطر آل عبا مزن
انگشت او جدا مکن ای ساربان، برو!
این قدْر زخم بر دلِ خیرالنسا مزن
از کودکان مضایقه کردید آب را
آتش دگر به خیمهی اطفال ما مزن
✍ #سیدروح_الله_مؤید
📝 #اشعار_آیینی_حسینیه | عضو شوید👇
↳ https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
#امام_حسین_ع_گودال_قتلگاه
قلب سیاهش نور را انکار میکرد
با قصد قربت با خدا پیکار میکرد
روی زمین دربین گودال آب میریخت
وقتی عطش چشم حسین را تار میکرد
از بوسهگاه مصطفا خنجر حیا کرد
خنجر نمیبرّید شمر اصرار میکرد
دربین گودال آسمان را پشت و رو کرد
طاق فلک را بر زمین آوار میکرد
خنجر نمیبرید ضربه ضربه ضربه
تکرار هی تکرار هی تکرار میکرد
چیزی به روی لب حسین میگفت انگار
شاید برای شمر استغفار میکرد
✍ #علی_اصغر_شاهسنایی
📝 #اشعار_آیینی_حسینیه | عضو شوید👇
↳ https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e