🔺 #جواب_نامه
👉 📨
به نام خدا
از خودم بگویم؟
پس از درختمان شروع میکنم🌳
درختی که شاید در تابستان یک سال، به خوبی سالهای گذشته میوه نداده باشد.
در زمستان، کاملا خشک به نظر برسد. ولی زنده است و ریشههای محکمی دارد که استوار نگهش میدارند.
بهار که بیاید، دوباره شکوفه میدهد و شاخه هایش سبز میشوند.
میدانی چه میشود اگر درخت ریشه نداشته باشد؟
هر چقدر هم سبز باشد، بالاخره خشک میشود.
همان طور که درختی که در عمق زمین ریشه دارد، سبز و پایدار میماند.
بله، دارم از خودمان میگویم. از ریشه های این درخت تنومند.
✉️✉️✉️
شما هم در این #چالش شرکت کنید:
👉 @revayat_khaneh
🎂#معرفی_اعضا
🗓#روزنوشت
🧕مطهره شیرانی
تفنن نقش مهم و حیاتی در زندگیاش دارد.
برای خوشگذرانی بود که توی دانشگاه اصفهان راه افتاد دنبال رفیقش و رفت نشست سر کلاس #بهزاد_دانشگر.
اما این رفتن همان و پابند و دلبسته شدن همان. حالا بیش تر از ده سال است که مینویسد. خوب هم مینویسد.
«شنبه عزیز» اش چاپ شده و در چند کتاب دیگر در کنار سایر نویسندهها داستان و روایت نوشته است.
برخی از سوژههایش را توی سفرهایش و دیدن مکانها و رسوم خاص مناطق مختلف انتخاب میکند. و آنقدر پیچ و واپیچشان میدهد که میشود یک رمان.
معمولا کارش به بازنویسی میرسد و نسخهی دوم رمانهایش با نسخهی اول تفاوت زیادی دارد.
خرده هوشی دارد، سر سوزن ذوقی و خلاقیتی که قلمش طنز و شیرینی و نمک را توامان داراست.
آثار قشنگی در راه دارد...
📚آثار :
شنبه عزیز
داستان های سپید ( به صورت مشترک)
🔰مجموعه ادبی روایتخانه🔰
○● @revayat_khane ●○
#روزنگار
👤 جان اشتاین بک
🍰 ۲۷ فوریه ۱۹۰۲
~ ۲۰ دسامبر ۱۹۶۸
○● @revayat_khane ●○
✨✨
•• ء﷽
❓تا حالا آدمی را دیدهاید که بیدست بتواند دستگیر آدمهای دیگر شود؟
● من دیدهام!
مردی را دیدهام که در عملیات خیبر جزایر مجنون حاضر به عقبنشینی از مواضعش نشد. یک خمپاره کنارش خورده بود روی زمین و بعد که گرد و خاک فرونشسته بود، فهمیده بودند جراحتهایش عمیقاند، خیلی عمیق. یکی از دستهایش هم، دست راستش را میگویم دیگر سر جایش نبود.
انگار که ملائک دستش را برداشتند و به امانت بردند بهشت.
❣دوستانش میگویند بعد از قطع شدن دست راستش با آن یکی دست دیگرش در مراسمات سینه میزد، با دست چپش
و بعدها بعد از شهادتش را میگویم که به دور از هیاهو و همهمهها آرام خوابید گوشهی گلستان شهدای اصفهان.
من خودم بارها دیدم که بیدست، دست آدمهای زیادی را گرفت؛
یکیشان همین خود من.
🌱 آقا سید مرتضی آوینی یک جایی از روایت فتحش با صدای محزون میگوید:
«او را از آستین خالی دست راستش خواهی شناخت.»
چه میگویم؟ چهرهی ریز نقش و خنده های دلنشینش نشانه ی بهتری است.
خندههای بهشتیاش راست میگوید، آن لبخندها عطر گلهای بهشت میدهند.
من آدمی را دیدهام که اقتدا کرد به اربابش اباالفضل العباس(ع) که بی دست، دستگیر خیلیها شد.
حاج حسین را میگویم.
شهید حاج #حسین_خرازی علمدار جبههها را...
✍️#حدیثه_محمدی
🔰مجموعه ادبی روایتخانه🔰
○● @revayat_khane ●○
📜 پای درس امیرعارفان
درس سوم:
بهسوی پروردگارت فرار کن
✨✨«فَقَدْ هَرَبْتُ اِلَیْکَ»
«من به سوی تو فرار کردهام.»
این امیر عارفان است که به سوی خدا فرار میکند، تا خدا صدایش را بشنود، تا در هنگام مناجاتش، به او رو کند. از همه دنیا و فریبهایش فرار میکند. از نفسی که نافرمانبردارش نباشد.
من چه کنم؟ من هم توان فرار دارم؟ به پاهایم نگاه میکنم. پر از غل و زنجیرند. نازک و کلفت. یکیشان که از همه بزرگتر است را میگیرم. جلو میروم. میرسم به خودم. غل و زنجیرها را با دست بالا میآورم: «الهی! من از خودم ناامیدم. توان گریز ازینها را ندارم. مرا برای فرار به سوی خودت از همه اینها رهایی ده.»
✍ #امینهالسادات_پردهچی
#ماه_شعبان #مناجات_شعبانیه
🔰مجموعه ادبی روایتخانه🔰
○● @revayat_khane ●○
9.39M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔺 📼 ببینید | #کلاس_درس
🦚 اثر هنری چیست؟
👤 #نادر_ابراهیمی
🔸ء ۱۳۱۵ ~ ۱۳۸۷
🔰مجموعه ادبی روایتخانه🔰
○● @revayat_khane ●○
✂️ #بریده_کتاب
📔 کتاب «عزیز»
✍ به قلم #بهزاد_دانشگر
#امام_زمان #ماه_شعبان
🔰مجموعه ادبی روایتخانه🔰
○● @revayat_khane ●○
❄️❄️
ا❁﷽❁ا
🌨 «در یک شب برفی»
❓فرق میکند ناجیِ چه کسی باشیم؟
مثلاً رانندهی ماشین سنگین باشیم و به سواریهایی که تو جاده برفی گیر کردهاند، کمک کنیم.
و یا عضو هلال احمر و به همهی در راه ماندهها پناه بدهیم. یا مأمور شهرداری باشیم و توی پارکها بگردیم دنبال کارتنخوابها تا بفرستیمشان گرمخانه.
🤍 انگار سفیدی برف، سر و سنگینی و وقارش، آدمها را بلند نظر میکند، انگار برای آدم خیلی هم فرق نمیکند چه کسی را نجات بدهد، فقط دلش میخواهد یک کاری کرده باشد.
✍#زینب_سنجارون
📷 #فاطمه_سعیدیمقدم
❄️❄️
#یادداشت #برف #زمستان
🔰مجموعه ادبی روایتخانه🔰
○● @revayat_khane ●○
⚠️ #درست_بنویسیم
⁉️ دیگه چجوری بهتون بگیم، برید رأی بدید؟ 😅
🔰مجموعه ادبی روایتخانه🔰
○● @revayat_khane ●○
🌱 #نو_رسیده
🪴 تولد یک اثر دیگر از خانم نویسنده
کتاب «به توان هایتک؛ روایت یک اتفاق بزرگ در خودکفایی صنعت برق کشور» با تحقیق بهزاد دانشگر و به قلم شبنم غفاری حسینی، از سوی انتشارات #راه_یار منتشر شد.
📘💪 این کتاب روایتی است از تأسیس و پیشرفتهای غرورانگیز شرکت دانشبنیان «آهار» مشهد. مهندسان جوان این شرکت، بهویژه در تنگاهای وابستگی و تحریم که بخشهای مهمی از صنعت برق و انرژی کشور با بنبست و بحران مواجه شده بود، با دانش، همت و نوآوریهایشان، کشور را به سلامت از این مسیر عبور دادند.
@raheyarpub
#به_توان_هایتک
#شبنم_غفاری
🔰مجموعه ادبی روایتخانه🔰
○● @revayat_khane ●○