eitaa logo
اشعار آیینی حسینیه
49.5هزار دنبال‌کننده
1.4هزار عکس
408 ویدیو
29 فایل
آدرس اینترنتی پایگاه حسینیه(مرجع تخصصی هیأت) http://hosseinieh.net آیدی خادم کانال: @addmin_roze کانال دوبیتی و رباعی: 👉 @dobeity_robaey فروشگاه حرز و انگشتر: 👉 @galery_rayan با کمالِ احترام، تبادل‌ و‌ تبلیغ #نداریم🙏🌹
مشاهده در ایتا
دانلود
هزار بار شکستند رکن مولا را یکی نگفت چرا می‌زنید زهرا را همین که فاطمه‌اش بر روی زمین افتاد سیاه دید علی روی آسمان‌ها را کسی که شیعه بود مادرش بود زهرا خدا گواست که کشتند مادر ما را فراق فاطمه بر کشتن علی بس بود روا نبود ببندند دست مولا را هزار مرتبه نفرین بر آن ستم‌گستر که کشت حامی تنها امام تنها را برای مادر سادات گریه منع شده که بهر گریه گرفته‌است راه صحرا را علی چگونه ببیند بر آن رخ نیلی شرار تابش خورشید و سوز گرما را کنار سایۀ نخلی در آفتاب گریست شب از عناد بریدند نخل خرما را رواست عالمیان جان دهند از این غصه که جای پنجۀ دیو است روی حورا را قسم به سورۀ یاسین و هل‌اتی میثم که پیش چشم علی می‌زدند طاها را ✍ 📝 | عضو شوید👇 ↳ https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
هر آن دلی که مصرانه مبتلای تو بود عزیز هر دو جهان شد که خاک پای تو بود در آن زمان که جهان بود مست غفلت خویش خدا به عرش خودش مست ربنای تو بود خدا به دست تو سیبی به دست احمد داد در آن شبی که صدای خدا، صدای تو بود به غیر پنج نفر یک نفر مسلمان نیست که فرق مسلم و کافر فقط ولای تو بود طناب، صبر خدا بود دور دستانت... وگرنه گردش گردون به دست‌های تو بود چقدر گفتی اناالحق، ولی نفهمیدند... سکوت کردی و این تازه ابتدای تو بود...!! ✍ 📝 | عضو شوید👇 ↳ https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
ماه، پیش روی ماهش رخصت تابش نداشت ابر بی لطف قنوتش برکت بارش نداشت ظاهراً گردانده زهرا دستۀ دستاس را باطناً دور فلک بی اذن او گردش نداشت نیمِ عمرش با نبی بوده‌ست، نیمی با وصی از ازل عمر کسی این‌قدر گنجایش نداشت شانه بر گیسوی طفلان پریشان می‌کشید دست اگر بالا می‌آمد، دست اگر لرزش نداشت رنج او را روز اگر می‌دید می‌شد شام تار لحظه‌ای بعد از پدر ریحانه آرامش نداشت شانه بر گیسوی طفلان پریشان می‌کشید دست اگر بالا می‌آمد یا اگر لرزش نداشت رفت یکبار از علی خواهش کند، تابوت خواست در تمام عمرِ کوتاهش جز این خواهش نداشت ✍ 📝 | عضو شوید👇 ↳ https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
کسی به داشتن آبرو نیاز نداشت، که در نماز به تسبیح او نیاز نداشت به هیچ جا نرسید آخرش نمازی که برای سجده به این خاک کو نیاز نداشت چقدر ساده و افتاده زندگی کردند وگرنه چادر زهرا رفو نیاز نداشت به سلسبیل و به نهر بهشت فکر نکرد علی که پهلوی دریا به جو نیاز نداشت ندیده‌ایم طهارت به آب رو بزند وضوی فاطمه آب وضو نیاز نداشت تو رو به قبله نبودی، که قبله رو به تو بود نماز خواندن تو سمت و سو نیاز نداشت نفس نفس زدن تو خودش نفس‌گیر است علی به هیچ طناب گلو نیاز نداشت مراد شستن دست علی ز دنیا بود وگرنه پیکر تو شست‌وشو نیاز نداشت به هیچ چیز نیاز نداشت حتی قبر نگو مزار ندارد، بگو نیاز نداشت ✍ 📝 | عضو شوید👇 ↳ https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
کویر تشنه شده قلبم، ای سحاب! بیا تمام زندگی‌ام بی تو شد سراب؛ بیا هزار جمعه گذشت و نقاب نگشودی به جان فاطمه این جمعه بی‌نقاب بیا مباد آنکه بیایی و مرده باشم من شتاب کن که اجل می‌کند شتاب؛ بیا گذشت عمر و ندیدم تو را به بیداری کرامتی کن و امشب مرا به خواب بیا به کوچه کوچه‌ی شهرم ز خون دل همه‌شب برای آمدنت ریختم گلاب؛ بیا گناه من ره دیدار بسته بر رویت تو بهر دیدن من از رهِ ثواب بیا غروب جمعه شده، بی تو روزهای دلم به صبح جمعه‌ی من همچو آفتاب بیا به دردهای به حیدر نگفته‌ی زهرا به ناله‌های سحرگاه بوتراب بیا به سینه‌ای که شکست از سُم ستور، قسم به صورتی که شد از خونِ سر خضاب بیا سرشک دیده‌ی "میثم" به سیل شد تبدیل هنوز ناله‌ی او مانده بی جواب؛ بیا ✍ 📝 | عضو شوید👇 ↳ https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
تمام "عشق" خطی از کتاب فاطمه است و نور ذره‌ای از آفتاب فاطمه است! به استناد بیانات سیزده معصوم بهشت هشت درش جمله باب فاطمه است! برابر پدر خاک، مادر آب است امیر کل جهان بوتراب فاطمه است شروع نهضت سرخ مدافعان حرم میان کوچه و از انقلاب فاطمه است کدام کوچه؟ همان کوچه‌ای که کفر در آن شکست خورده‌ی فصل الخطاب فاطمه است خوشم که شیعه‌ام و چشم من به روز حساب به ذره‌پروری بی حساب فاطمه است! ✍ 📝 | عضو شوید👇 ↳ https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
نه فقط عرش حصیرِ قَدَمِ فاطمه است علت خلق دوعالَم، عَلَمِ فاطمه است ذکر یافاطمه نقش است به سربند علی یاعلی ذکر دم‌ و بازدم فاطمه است به دفاع از ولی و شأن ولایت برخاست خطبه‌ی فاطمه تیغِ دودم فاطمه است روی این نام همه اهل‌ِ کرم حساس‌اند استجابت به خدا در قَسَم فاطمه است دیگر از آتش دوزخ چه هراسی داریم؟! تا امان‌نامه‌ی ما با قلم فاطمه است ظاهراً خلوت‌ و خاکی‌ست، ولی در باطن دل هرشیعه ضریحِ حرم فاطمه است پسر فاطمه یک‌روز می‌آید از راه ای خوش آن‌روز که پایانِ غم فاطمه است ✍ 📝 | عضو شوید👇 ↳ https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
تویی که وصف کمالت جمیع آیاتند شهود منزلتت جمله‌ی روایاتند پیمبران اولوالعزم با تمام وجود به نوکری درت غرق در مباهاتند فرشتگان حریم مقدس بالا به نام توست که همواره در مناجاتند تو کیستی که غلامان و خادمان تو هم شبیه فضّه‌ی تو صاحب کراماتند به زیر سخت‌ترین ضربه "یا علی" گفتی ز عشق حیدری‌ات اهل آسمان ماتند قبیله‌ای که به سمت کبودی تو نشست به زخم‌های وجود تو مثل مِرآتند از آن شبی که خسوف رخ تو کامل شد ملائکه همگی در نماز آیاتند فقط نه این که دل ما به یاد تو سوزد به غم‌نشسته‌ی رویت تمام ذراتند به یاد پهلوی بشکسته‌ات دل دو جهان حریم سوخته چون قلب‌های ساداتند ✍ 📝 | عضو شوید👇 ↳ https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
کاش یک مشت بی حیا، ای دوست! آتش غم به حاصلت نزنند کاش یک روز در خیالت هم... مادرت را مقابلت نزنند@hosseinieh_net
زمانه‌ای که به زهرا چنین جفا کرده‌ست مگر سلام علی را جواب خواهد داد؟! ✍ @dobeity_robaey
فکر کردن به غم و غصه مادر سخت است خواندن روضه‌ی "در" چندبرابر سخت است از حسین این همه اصرار: حسن حرف بزن از حسن بغض پی بغض: برادر سخت است زیر بار غم تو می‌شکند پشت پدر زندگی بی سر و بی همسر و سرور سخت است دل حیدر دل کوه است، دل کوه آری ولی این داغ برای دل حیدر سخت است من همان اول بسم الله اشکم جاری‌ست چقدر زمزمه‌ی سوره کوثر سخت است ✍ 📝 | عضو شوید👇 ↳ https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
در لغت معنی شبح یعنی سایه‌ای در خیال می‌آید یا به تعبیر دیگری انگار ابر روی هلال می‌آید سایه‌ای مانده بود از مادر وقت برخاستن نشست، نشست عرق سرد روی پیشانی اشک امانم نمی‌دهد که پر است مو به مو قصه از پریشانی شانه از دست مادرم افتاد :: قصه آتش شد آن زمانی که ریخت آوار شهر بر سر ما همۀ شهر آمدند آن روز طرف خانۀ محقر ما هیزم آن‌قدر هم نیاز نبود.. مادر من خودش یدالله است کارشان را پر از مخاطره کرد دست انداخت دور شال پدر کار را یک غریبه یکسره کرد نام آن مرد را نمی‌گویم :: روز آخر امیدوارم کرد روز آخر بلند شد از جا شستشو کرد، گردگیری کرد سخت مشغول کار شد اما... چادر از صورتش کنار نرفت :: تا بگیرد امانت خود را دست پیغمبر آمد از دل خاک پدر خاک آب شد از شرم رد شد آن شب سکوتش از افلاک همه دلواپس پدر بودیم غسل از زیر پیرهن سخت است غرق در خون شود کفن سخت است جان خود را به خاک دادن، بعد دست‌ها را به هم زدن سخت است پدرم خویش را به خاک سپرد ✍ 📝 | عضو شوید👇 ↳ https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e