eitaa logo
کلـبــــــه🏡
38.4هزار دنبال‌کننده
3هزار عکس
1.4هزار ویدیو
24 فایل
🔸️کلبه جایی برای آرامش🌱 🔸️توکلبه یادمیگیری چطور افکار،هیجانات و رفتارتو مدیریت کنی +۱۵🔸️ 🔸️کلبه خودتوبساز 🏡 🔸️ارتباط با ادمین و مدیریت کانال👇 https://zil.ink/kolbehh_12
مشاهده در ایتا
دانلود
1.55M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
قابل توجه آدمهایی که دنبال موفقیت هستند
5.88M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
رقیه(س) نه در میدان جنگ، که در خرابه‌ای ویران، با گریه‌هایش سپاه یزید را رسوا کرد...
✍️ ذهنی که رها نمی کند در پس اشتغال و افکار مداوم و نشخوار فکری، همیشه ردپایی از فاجعه‌سازی و میل به کنترل وجود دارد. اشتغال ذهنی در واقع تلاشی ناخودآگاه برای مدیریت شرایطی است که یا قابل پیش‌بینی نیستند یا از کنترل ما خارج‌اند. ذهن ما با پرداختن مداوم به این افکار، می‌کوشد نوعی توهم از تسلط و آمادگی ایجاد کند؛ گویی اگر بیشتر فکر کنیم، می‌توانیم جلوی یک اتفاق بد را بگیریم یا دست‌کم برایش آماده باشیم. اما این راهکار ذهنی، نه تنها اضطراب را کاهش نمی‌دهد، بلکه آن را مزمن و فرساینده می‌کند. چرا که ذهن هیچ‌گاه به نتیجه نهایی نمی‌رسد و مدام در دور باطلی از پرسش، تحلیل و پیش‌بینی گرفتار می‌شود. این روند انرژی روانی زیادی مصرف می‌کند و فرد را درگیر نوعی خستگی ذهنی و گاه بدنی می‌سازد. بنابراین، پرسش اساسی آن است: چرا ما به دنبال کنترل هستیم، به‌ویژه در جایی که این کنترل عملاً ناممکن است؟ پاسخ ریشه‌ای به این سؤال، در نیاز عمیق روان انسان به «امنیت» نهفته است. ذهن ما کنترل را با امنیت برابر می‌داند. وقتی نمی‌توانیم شرایط را کنترل کنیم، احساس بی‌پناهی، ترس و آسیب‌پذیری در ما فعال می‌شود. برای بسیاری از ما، این وضعیت یادآور تجربه‌های قدیمی از بی‌ثباتی، طرد شدن، خطر یا حتی آسیب‌های گذشته است؛ تجربه‌هایی که ما را به این باور رسانده‌اند که اگر کنترل نکنیم، همه‌چیز از هم می‌پاشد. در واقع، تلاش برای کنترل، گاه تلاشی است برای جبران آسیب‌هایی که زمانی بر ما رفته، یا دفاعی است در برابر رنجی که از بی‌قدرتی تجربه کرده‌ایم. در روان‌درمانی، یکی از مراحل مهم، مواجهه با این ترس بنیادین و بازشناسی آن است: اینکه پذیرش ناتوانی در کنترل، ضعف نیست؛ بلکه گامی است به‌سوی زندگی واقع‌گرایانه‌تر، کاهش اضطراب، و بازیابی انرژی روانی برای آنچه واقعاً در اختیار ماست. https://eitaa.com/kolbehh_ir/6729
روضه حضرت رقیه.mp3
زمان: حجم: 4.19M
روضه حضرت رقیه س گوش کن و دلت رو جلا بده شهادت حضرت رقیه بود و گفتم شاید این روزا روضه نیاز باشی ضبط کردم و التماس دعا انشالله کربلا هممون
5.18M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ما تنها ذره ای کوچک از این کهکشان هستیم...
6.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
فتوای مجری منوتو درباره اربعین😂 پاورقی چقد خوب از روش رد شد😁 https://eitaa.com/joinchat/2334982163C65bbc6af0d
♨️ بریم که در مورد این عروسکی که این روزها تو دنیا و البته ایران خیلی ترند شده یه تحلیل بخونیم
✍️ من لببو نیستم، اما دلم می‌خواهد باشم» در دنیایی که سرعت تغییرات هویتی و فرهنگی بالاست، بسیاری از افراد – به‌ویژه در دوران شکل‌گیری هویت – به دنبال ابزاری هستند که بتوانند از طریق آن «خود» را تعریف کنند و به دیگران نشان دهند. لببو دقیقاً در همین نقطه وارد می‌شود؛ نه به عنوان یک عروسک ساده، بلکه به‌مثابه یک نشانگر هویتی که می‌گوید: من هستم، من دیده می‌شوم، من متعلق به نسلی خاص هستم وقتی نوجوان یا جوانی برای داشتن لببو هزینه‌ای بالا پرداخت می‌کند، در واقع دارد احساس خاص‌بودن، تعلق و تأیید اجتماعی را می‌خرد. در غیاب نظام‌های پایدار هویتی (مثل خانواده‌های ارتباط‌محور یا فضاهای امن روانی)، بسیاری به سمت نمادهای بیرونی جذب می‌شوند تا «احساس هویت» را تجربه کنند. لببو برای برخی، مثل یک کارت عضویت در باشگاه خاص‌هاست؛ باشگاهی که در آن، کسی که لببوی خاص‌تری دارد، جایگاه بالاتری هم دارد. پدیده لببو را می‌توان نمونه‌ای از مصرف‌گرایی نمایشی دانست؛ مفهومی که تورستن وبلن، جامعه‌شناس معروف، آن را توصیف کرد: هزینه کردن برای چیزهایی که کارکردشان کمتر از نمایشی‌ست که ایجاد می‌کنند. در این مدل ذهنی، افراد پول خرج می‌کنند نه برای نیاز واقعی، بلکه برای آن‌چه نشان می‌دهند که هستند. عروسک لببو به دلیل نایاب بودن یا محدود بودن بعضی نسخه‌ها، به‌سرعت تبدیل به شیء لوکس نمادین شده است. مثل کیف لوئی ویتون برای یک زن طبقه مرفه، یا کفش‌های کمیاب نایکی برای نوجوانان. ارزش لببو از خود عروسک فراتر می‌رود؛ به یک ابزار ارتباطی غیرکلامی بدل می‌شود که پیامش روشن است: من توان مالی، ذوق فرهنگی، و عضویت در یک زیست‌جهان خاص را دارم. در دنیای پر از تنهایی‌های مدرن، اشیایی مانند لببو گاه جای دوستی، همراهی و حتی معنای زندگی را می‌گیرند. نوجوانی که با لببو عکس می‌گیرد و در فضای مجازی منتشر می‌کند، فقط زیبایی را ثبت نمی‌کند؛ بلکه در حال فریاد زدنِ یک پیام درونی‌ست: من اینجام، من تنها نیستم، من بخشی از چیزی بزرگ‌تر از خودم هستم. لببو صرفاً یک عروسک نیست. او تکه‌ای از روان ماست. آینه‌ای از نیازهای نادیده، میل به متفاوت بودن، اضطراب از دیده‌نشدن، و آرزوی تعلق داشتن. و شاید مهم‌ترین سؤال این باشد: آیا لببو را واقعاً برای خودمان می‌خواهیم؟ یا برای تصویری که قرار است از ما می‌سازد؟ https://eitaa.com/kolbehh_ir/6736