هدایت شده از دوبیتی و رباعی آیینی(حسینیه)
#جمهوری_اسلامی_ایران
سرو است و به ایستادگی متهم است
از شش جهت آماجِ هزاران ستم است
شعرم همه ارزانیِ این یک مصراع:
جمهوری اسلامی ایران حرم است
✍ #میلاد_عرفان_پور
↳ @hosenih
↳ @dobeity_robaey
#امام_زمان_عج_مناجات
#حضرت_رقیه_س_شهادت
#شب_سوم
ابرِ غمپرور تو، بانیِ سرمای من است
شبِ برفیِ فراقَت، شب یلدای من است
اشک در چشم، به تنهاییِ خود خندیدم
بُغض پی بُرد که این حالتِ حاشای من است
مشقِ دوری تو تکلیف شب و روزم شد
درسِ هجرانِ تو سرخطِ الفبای من است
یوسف از مصر، دمِ پیریِ یعقوب رسید
پس شکستهشدن از داغ تو مبنای من است
آنقَدَر آه کشیدم، دلِ عُشّاقَت سوخت
پای شمع تو پَری ریخت اگر، پای من است!
همهی شهر مرا پس زد و تو پس نزدی
سفرهی سبز تو هر بار پذیرای من است
دیگران را مَنِشان پشت درِ خانهی خود
به همه گفتهام این گوشه فقط جای من است
قانعم..، یک بغلِ ساده برایم کافیست(١)
از تو ای دوست! همین، کُلِّ تقاضای من است
هر زمان لنگ شدم، فاطمه راهَم انداخت
رفعِ مُشکل هُنرِ حضرت زهرای من است
خوشترین منظره ک، ایوانِ طلاکوبِ علیست
بهترین جای جهان، خانهی بابای من است
محوِ معماریِ زیبایِ ضریحِ نجفم
طرح انگورِ علی، ذوق تماشای من است
با خودت یک شبِ جمعه ببَرم شهرِ حسین
کربلا، آرزوی این دل شیدای من است
جان آن دخترکِ گمشده در دشت..، بیا
آن سهساله که حریمش همه دنیای من است
::
گفت: ای سر که پدرجانِ منی..، دستت کو؟!...
شوق لمس تو فقط حسرت موهای من است
بی تو دیروز مرا زَجر چه بازاری بُرد...
با تو مُردن همهی حاجت فردای من است
✍ #بردیا_محمدی
📝 #اشعار_آیینی_حسینیه | عضو شوید👇
↳ https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
اشعار آیینی حسینیه
#امام_زمان_عج_مناجات #حضرت_رقیه_س_شهادت #شب_سوم ابرِ غمپرور تو، بانیِ سرمای من است شبِ برفیِ فراق
(١)مرحوم میرزا ابوالقاسم قمی صاحب کتاب قوانين الاصول میگوید: «من با علاّمه بحرالعلوم به درس آقا باقر بهبهانی میرفتیم و با او درسها را مباحثه میکردیم و غالباً من درسها را برای سیّد بحرالعلوم تقریر مینمودم، تا اینکه من به ایران آمدم.
پس از مدّتی بین علماء و دانشمندان شیعه، سیّد بحرالعلوم به عظمت و علم معروف شد.
من تعجّب میکردم و با خود میگفتم: «او که این استعداد را نداشت، چطور به این عظمت رسید؟!»
تا آنکه موفّق به زیارت عتبات عالیات عراق شدم. در نجف اشرف سیّد بحرالعلوم را دیدم. در آن مجلس مسألهای عنوان شد، دیدم جدّاً او دریای موّاجی است که باید حقیقتاً او را بحرالعلوم نامید.
روزی در خلوت از او سؤال کردم: «آقا! ما که با هم بودیم، آن وقتها شما این مرتبه از استعداد و علم را نداشتید، بلکه از من در درسها استفاده میکردید، حالا بحمدالله میبینیم در علم و دانش فوق العادهاید».
ایشان فرمود: «میرزا ابوالقاسم! جواب سؤال شما از اسرار است! ولی به تو میگویم؛ امّا از تو تقاضا دارم که تا من زندهام، به کسی نگوئید».
من قبول کردم، ابتدا اجمالاً فرمود: «چگونه این طور نباشد وحال آن که حضرت ولیّ عصر (ارواحنا فداه) مرا شبی در مسجد کوفه به سینه خود چسبانیده».
گفتم: «چگونه خدمت آن حضرت رسیدید؟»
فرمود: «شبی به مسجد کوفه رفته بودم، دیدم آقایم حضرت ولیّ عصر (علیه السلام) مشغول عبادت است. ایستادم و سلام کردم، جوابم را مرحمت فرمود و دستور دادند که پیش بروم! من مقداری جلو رفتم، ولی ادب کردم، زیاد جلو نرفتم. فرمودند: «جلوتر بیا». پس چند قدمی نزدیکتر رفتم، باز هم فرمودند: «جلوتر بیا».
«من نزدیک شدم، تا آنکه آغوش مهر گشود و مرا در بغل گرفت و به سینه مبارکش چسباند. در اینجا آنچه خدا خواست به این قلب و سینه سرازیر شود، سرازیر شد».
منبع: به نقل از آیت الله جاودان
↳ @hosenih
هدایت شده از اشعار آیینی حسینیه
4.23M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌸 ایام بزرگداشت ولادت حضرت رقیه (سلامالله علیها)، بر عاشقان حضرت سیدالشهداء (علیهالسّلام) مبارک باد.
نان از کَرَمِ رقیهجان… مارا بس
جانی ز دَمِ رقیهجان… مارا بس
در بین تمام آرزوها... یا رب!
یک شب حَرَمِ رقیهجان… مارا بس
✍ #سیدمجتبی_شجاع
↳ @hosenih
↳ @dobeity_robaey
3.27M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🏴 آه از #غزه
#مرگ_بر_اسرائیل
به جز دریغ، چه از دست من برآمده است؟!
مرا به غزه ببر، طاقتم سرآمده است
هنوز داغِ خبرهای پیش از این، تازهست
خبر رسیده، خبرهای دیگر آمده است
خبر رسیده... خبر، کودکیست در آوار
که زارِ زار پی نعش مادر آمده است
خبر رسیده... خبر، بیقراری پدریست
که لرزه بر تنش از سوگ دختر آمده است
خبر رسیده، خبر، ضجهی پرستاریست
که از تنفس گلهای پرپر آمده است
خبر رسیده... ولی خواب بُرده دنیا را
خبر رسیده: کجایید؟! محشر آمده است
مرا به غزه ببر تا نماز بگذارم
که صبح صادقِ الله اکبر آمده است
بیا به غزه ببر، شعر خونچکانِ مرا
که آفتاب زده...، تیغها برآمده است
بگو به حرمله، در چله تیر مگذارد
بگو که دورهی کودککشی سرآمده است
از این نبرد مبادا که جا بمانم من
که حیدر است پی فتح خیبر آمده است
::
نه! کارساز نشد شعر...، کارزار کجاست؟
مرا به غزه ببر طاقتم سرآمده است
✍ #میلاد_عرفان_پور
📝 #اشعار_آیینی_حسینیه | عضو شوید
↳ https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
هدایت شده از KHAMENEI.IR
19.32M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📹 #پنجره متفاوتی به مراسم امروز درختکاری توسط رهبر انقلاب
💻 Farsi.Khamenei.ir
اشعار آیینی حسینیه
📹 #پنجره متفاوتی به مراسم امروز درختکاری توسط رهبر انقلاب 💻 Farsi.Khamenei.ir
به روی برگی از تاریخ ایران
نوشته عزت ما از خمینیست
خدارا شکر بیرق بعد از ایشان
به روی شانهی مردی حسینیست
✍ #قاسم_نعمتی
↳ @hosseinieh_net
#مناجات_با_خدا
#شب_جمعه
گدای نیمه شب آمد، گدا پذیر کجاست؟!
کسی که رحم کند بر منِ حقیر کجاست؟!
دگر به هیچ کجا بند نیست دستانم...
نشستهام دم این خانه، دستگیر کجاست؟!
دوباره ریزهخور سفرهی کُمیلم من
نگاه مرحمت حضرت امیر کجاست؟!
فدای دست کریمی که هر #شب_جمعه...
میان عرش صدا میزند فقیر کجاست؟!
شبیه طفل که گم میشود هراسانم
فرار میکنم از آن و این، مجیر کجاست؟!
جوانیام به بطالت گذشت، شرمندم
پناه گریهی این شرمسارِ پیر کجاست؟!
::
فدای نام شهیدی که حضرت سجاد...
زمان دفن تنش گفت که حصیر کجاست...
✍ #سیدپوریا_هاشمی
📝 #اشعار_آیینی_حسینیه | عضو شوید👇
↳ https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
#امام_زمان_عج_مناجات
بکش به روی سرم دست مهربانت را
که باز حس کنم آن لطف بیکرانت را
عجیب نیست از این چشم هرچه را دیده
ندیده است اگر جلوهی عیانت را
غریبه راه ندارد به خلوتت اما
به روضه یافتهام بارها مکانت را
"رواق منظر چشم من آشیانهی توست"
کرم نما و نگاهی کن آشیانت را
به این امید که باشم اسیر دستانت
کبوترانه رها بودم آسمانت را
هزار جاده مرا میرسانَدَم تا عشق
اگر که گم نکنم راه جمکرانت را
به زیر سایهی الطاف تو بزرگ شدم
مگیر از من کوچک تو سایهبانت را
::
بگو حسین و درآور دوباره اشک مرا
که سیر گریه کنم چشم روضهخوانت را
✍ #محمدحسن_بیات_لو
📝 #اشعار_آیینی_حسینیه | عضو شوید👇
↳ https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
#امام_زمان_عج_مناجات
#ماه_شعبان
طلوعی نیست تا دلخوش به فرداها کنم خود را
چراغی نیست تا راحت از این سرما کنم خود را
تمام بندِ انگشتانِ دستم یخ زد از دوری
توانی در نفس هایم نمانده، ها کنم خود را
من آن بیدم که مجنونبودنم را جار خواهم زد
چگونه در نگاه این و آن حاشا کنم خود را
به جرم سوختن از داغِ تو، پروانه طَردَم کرد
دلت میآید اینگونه تک و تنها کنم خود را؟!
کسی در شهر، تابِ نالههایم را نخواهد داشت
همان بهتر که شبها راهی صحرا کنم خود را
مرا از دستِ مَنمَن کردنم راحت کنی ای کاش
وگرنه با "مَنیَّت" عاقبت رسوا کنم خود را
من از این چشمهای خیرهسر خِیری نمیبینم
هر از گاهی دلم میخواست، نابینا کنم خود را..
"الٰهی لا تَرُدَّ حاجَتی"، تو حاجتم هستی!
جز این هر خواهشی کردم، بگو دعوا کنم خود را
برای عاشقی سَرگشته مثل من، بغل وا کن
مگر با گمشدن در عشق تو پیدا کنم خود را
عَلیٰ رَغمِ گنهکاری، به زهرا دوستت دارم
قسم خوردم به مادر، در دل تو جا کنم خود را
تمام ذوق افطارم رطبهای علیجان است
کنار نخل حیدر سیر از خرما کنم خود را
کبوترزادهام، روی پَرَم مُهر نجف خورده
به دنیا آمدم تا جلد این مولا کنم خود را
دوای هر که دلمُردهست، خاک صحن ششگوشهست
لبم را روی تربت میکشم، احیا کنم خود را
تو را جان شهیدی که تنش پامال شد، برگرد
همان تشنه که در سوگِ لبش دریا کنم خود را..
✍ #بردیا_محمدی
📝 #اشعار_آیینی_حسینیه | عضو شوید👇
↳ https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e